به مناسبت ایام الله دهه فجر
....اماگویا عاشورای57کرمان می بایست به گونه دیگری برگزارشود . هنگام اذان صبح روز عاشورا،در حالی که پدربربالین بدن فرزندبود،روح از بدن حسن توکلی پروازکرد وبه خیل یاران شهید ابا عبدالله (ع) پیوست.

شهید حسن توکلی زاده راوری درسال 1342در قم در خانواده ای روحانی و اصیل به دنیا آمد.پدرش مرحوم ححة الاسلام والمسلمین توکلی که منتظراین مولودبود،نامش راحسن گذاشت. گویامی دانست که خلقیات و روحیات و رفتار اوهم مثل هم نامش امام حسن(ع) ، خواهد شد .بدیهی است درخانواده ای که باقرآن ،حدیث و معنویت انس دارد وصدای قرآنش و ذکر ویاد خاندان عصمت و طهارت ،آرام بخش اعضای آن است باید چنین فرزندی تربیت شود.

حسن درسال 1357بعد از طی دوره راهنمایی، وارد حوزه علمیه کرمان شدو به کسوت سربازان امام زمان (عج)در آمد .وضعیت جدید او ،با اوج گیری انقلاب اسلامی ایران به رهبری حضرت امام خمینی(ره)همراه ومصادف شد .بلوغ او باحرکات خروشان مردم مسلمان جهت گرفت و توان و قدرت خودرا برای بیداری مردم بکار گرفت .او خودش را درهر کاری سهیم می دانست و حضور فعال و ثمر بخش داشت .می خواست نمادی از یک جوان مسلمان و متعهد باشد و رفتار و منش او برای دیگران الگو باشد .از این رو وقتی شنید که در دهه اول محرم قرار است نمایشنامه ای به نام "خون "در مسجدجامع راور اجرا شود،پیشقدم گردیدو تا آخرین ساعات پروانه واردراجرای آن کوشید .این نمایشنامه رنگ خون و لذت خون دادن در راه حق را به همه نشان دادو عنیت پیدا کرد .

دقایقی از پایان نمایشنامه نگذشته بود که شعار (مرگ بر شاه ) مسجد جامع راور را فرا گرفت آنروز هشتم  محرم سال 1357 بود.شور انقلابی سرتاسرکشور را فرا گرفته بودو نظامیان درآماده باش به سر می بردند، ناگهان صدای تیرانداز ی از بیرون مسجد شنیده شد ،خبر دادند که حسن توکلی مورد اصابت گلوله قرار گرفته است .بدن نیمه جانش را به صحن مسجد جامع آورند .پدر کنارش آمد، خون از بدنش می رفت و سنگ فرش مسجد را قرمز کرده بود. ناگهان احساس کردسرش روی دامن پدر است ،چشمهایش را باز کرد،با نگاهی پر معنا و هدف دار پدر را مخاطب قرار داد و گفت: (اگر من رفتم ،کار زینبی کنی ). پدر منظور او رافهمیدکه فقط پدر جوان ازدست داده نیست ،پدری است که رسالت پیام رسانی بر دوش دارد و بایدخود را آماده کند . بدن تیر خورده حسن را  به شهرکرمان منتقل کردند. خبر آن در شهر پیچید.مراسم عزا داری  امام حسین(ع) در روز تاسوعا وعاشورا،حال و هوای دیگری به خود گرفت . همه برای شفای اودست به دعابرداشتند .اماگویا عاشورای57کرمان می بایست به گونه دیگری برگزارشود . هنگام اذان صبح روز عاشورا،در حالی که پدربربالین بدن فرزندبود،روح از بدن حسن توکلیپروازکرد وبه خیل یاران شهید ابا عبدالله (ع) پیوست. به مادر خبر  شهادت فرزند رادادند، او تعبیرخواب خودش را یافته بود : فرزندش درباغی باامام حسین (ع)است و صحبت می کند. 

پیکر پاک  ومطهر شهید حسن توکلی در روز عاشورای سال 57 بروی دستان مردم عزادار کرمان تشییع در محل گلزار شهدا به خاک سپرده شد.     

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده