خاطراتی پیرامون شهید یونس زنگی آبادی:
حاج یونس می گفت هدف ما حفظ جمهوری اسلامی و اجرای فرمان امام(ره) است، پس اختلاف و تفرقه در جمع ما بی معناست و باید دست به دست هم بدهیم و در مقابل باطل ایستادگی کنیم.
نوید شاهد کرمان، "هر جا حاج یونس بود نیروهای رزمنده خیالشان راحت بود که دیگر آن جا مسئله ای نخواهند داشت چرا که به کار حاج یونس اعتقاد داشتند.
 
هر خطی که حاجی توی آن بود محال بود که شکسته نشود یا عراقی ها بتوانند آن خط را از ما پس بگیرند چون حاج یونس مایه می گذاشت.
 
من و حاج یونس و چند نفر دیگر از رزمنده ها برای زیارت  مکه معظمه به حج مشرف شدیم در آن جا هیچ کس را ندیدیم که به کتابخانه ای برای خرید برود حاج یونس گفت: بیایید همگی با هم به کتابفروشی برویم که نگویند ایرانی ها اصلا کتاب نمی خوانند.
(سردار مرتضی باقری)

***زمانی که حاج یونس تیر خورده بود روحیه بالایی داشت، من که به او رسیدم گفتم حاجی چه شده است گفت هیچی یک تیر خوردم. خیلی دنبال این نبود که من بفرستم و نیروهای امدادی را خبر کنم بلکه بیشتر به این مسئله فکر می کرد که به من سفارش کند تا خاکریز عراقی ها صاف نشده است دست از کار نکشیم.
در یک صحنه ای از عملیات در حالیکه ما 20نفر بودیم و عراقی ها400 نفر نیرو داشتند حاجی با روحیه ای که به ما داد باعث شد که مقاومت جانانه ای در مقابل آن ها داشته باشیم و تارومارشان کنیم.
حاجی دائم می گفت برادران هدف را گم نکنید هدف ما حفظ جمهوری اسلامی و اجرای فرمان امام(ره) است پس اختلاف  و تفرقه در جمع ما بی معناست و باید دست به دست هم بدهیم و در مقابل باطل ایستادگی کنیم.
برای حاج یونس کوه و دشت و بیابان و توپ و تانک، مسلسل و تک تیر انداز دشمن هیچ مانعی به شمار نمی رفت خودش می گفت باید تانک های عراقی را مانند کلید برق که می زنی و روشن می شود همانطور بزنی تا پشت سر هم روشن بشود.
یک شب از خواب بیدار شدم دیدم که یک سگ بسیار بزرگ که شبیه یک گرگ بود کنار حاجی و پشت سرش نشسته بود. بعد از تمام شدن نماز به حاجی شکایت کردم که چرا داخل چادر نماز نمی خواند شاید آن سگ بزرگ یا یک مار و عقرب او را بکشند ایشان گفت از کجا می دانی که آن سگ و مار و عقرب مأمور حفاظت از من نشده باشند مگر ما اینجا آمده ایم که اینطوری کشته شویم ما آمده ایم که شهید شویم.
(علی نجیب زاده، همرزم شهید)

شهید یونس زنگی آبادی/ در سال ۱۳۴۰ در خانواده‌ای مذهبی در شهر زنگی آباد از توابع کرمان به دنیا آمد. پس از فوت پدر، مادرش با سختی و مشقت برای تأمین معاش زندگی همت کرد.یونس برای کمک به هزینه زندگی در کنار درس خواندن به کارگری روی آورد.
تدبیر، شجاعت و جسارت او در عملیات‌های مختلف جنگ ایران و عراق باعث شد تا سردار قاسم سلیمانی فرمانده وقت لشکر ۴۱ ثارالله او را به فرماندهی تیپ امام حسین انتخاب کند. او سرانجام در شلمچه در جریان عملیات کربلای ۵ به درجه شهادت نائل گشت.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده