پیرامون شهید «ابراهیم هندوزاده»؛
ابراهیم گاهي كه ضرورت ايجاب مي كرد، مي ايسـتاد، محمدرضا مرادي روي شانه اش مي‌نشست و خط دشمن را شناسايي مي‌كرد، به همين دليل به او شوخي كنان نردبان اطلاعات مي گفتند.
نوید شاهد کرمان، "هنگام شناسايي منطقه‌ي عملياتي گيلان غرب و نفت شهر يك كوله پشتي سنگين همراهمان بود. ابراهيم قبول كرد كه كوله پشتي را حمل كند. آن شب حاج قاسم سليماني  و مهدي شفـازند همراه ما بودند. ابراهيم پيراهن رنگي پوشيده بود. مجبور شد آن را بيرون بياورد. در آن شب سرد بدون لباس با كوله پشتي و اسلحه همراه ما آمد. مايه‌ي قوت قلب و مثل پناهگاه براي بچه ها بود.     

***هواپيماهاي عراقي قرارگاه  تاكتيكي لشكر را بمباران شيميايي كردند. به عنوان اولين اقدام بايد منطقه‌ي آلوده را ترك مي كرديم. همه سوار بر دو دستگاه وانت از محل دور شديم . كمي بعد متوجه شديم ابراهيم در هيچ يك از ماشين ها نيست. به سرعت برگشتيم. وي در حالي كه دستمال خيسي مقابل بيني و دهان گرفته بود، از چادري به چادر ديگرمي‌رفت‌. فرياد زدم: « چه كار مي‌كني ؟» گفت: «چادرها را جستجـو مي كنم تا كسي جا نمانده باشد‌.  

*** آن روز هواپيماهاي عراقي براي چندمين بار درآسمان ظاهرشدند. بچه هاي پدافند هوايي که آماده‌ي مقابله بودند، اولين هواپيما رانشانه گرفتند. ناگهان ازسوي ديگر، جنگنده‌اي باسرعت نزديک شد و با موشک، توپ ضد هوايي را هدف قرار داد . موشک کنارتوپ به زمين خورد و با صداي مهيبي منفجر شد.وقتي گرد و خاک فرو نشست، خدمه‌ي توپ مجروح و شهيد ، هريک به گوشه اي افتاده بودند.هواپيماها چرخ زدند و برگشتند. ابراهيم به سوي توپ دويد و فرياد زد: «بيا کمک کن.»      پشت توپ چهار لول ضد هوايي نشست و به سوي هواپيماهاي عراقي شليک کرد. اصلا انتظار نداشتم. نمي دانستم تيراندازي با ضد هوايي را کجا آموخته بود .

***ابراهيم هندوزاده با آن قد بلند و هيكل رشيد، ‌گاهي كه ضرورت ايجاب مي كرد ، مي ايسـتاد ، محمدرضا مرادي  روي شانه اش مي‌نشست و خط دشمن را شناسايي مي‌كرد. به همين دليل به او شوخي كنان نردبان اطلاعات مي گفتند. 
شهیدی که به نردبان اطلاعات معروف بود!
شهید ابراهیم هندوزاده/ نهم مردادماه سال 1339 به دنیا آمد. وی در بهار سال 1359 وارد سپاه پاسداران شد و چندی بعد به منظور مبارزه با عوامل تجزیه‌طلب به كردستان رفت. 
شهامت و ایثار ابراهیم تا بدانجا بود كه در نهایت جان خویش را فدا نمود. وی كه در بمباران شیمیایی مقر واحد اطلاعات و عملیات لشكر 41 ثارا... به شدت آسیب دیده بود، نخست به بیمارستان لبافی‌نژاد تهران و سپس به انگلستان اعزام شد. اما شدت صدمات وارده به حدی بود كه سرانجام در تاریخ سوم اسفندماه 1364 به شهادت رسید.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده