میرحسینی گفت بد نیست چند دقیقه زودتر از اذان موتور برق را روشن کنی و پشت بلندگو مناجات بگزاری. شاید بعضی ها خواستند زودتر بلند شوند.
نوید شاهد کرمان، "وقتی که میرحسینی به گردان حمزه سیدشهداء می آمد، انگار به خانه خود آمده بود.به تک تک چادرها سر می زد و می نشست پای صحبت بچه ها.خواب و استراحتش هم توی چادر تبلیغات بود.
مسئول تبلیغات  بودم. آن شب میرحسینی میهمان ما بود. نیمه های شب از خواب بیدار شدم. احساس کردم کسی بیدار است. آهسته از زیر پتو نگاه کردم. میرحسینی گوشه چادر به نماز ایستاده بود. به ساعت نگاه کردم. تا نماز صبح وقت زیادی باقی بود. دوباره گرفتم خوابیدم.ساعتی بعد صدای قرآن خواندن میرحسینی را شنیدم.همان طور که دراز کشیده بودم ، گوش کردم خوابم می آمد و حال بلند شدن نداشتم.
یکدفعه دیدم دستی مرا تکان می دهد.از جا برخواستم. میرحسینی بود. گفت بد نیست چند دقیقه زودتر از اذان موتور برق را روشن کنی و پشت بلندگو مناجات بگزاری. شاید بعضی ها خواستند زودتر بلند شوند .
با عجله و خواب آلود رفتم موتور برق را روشن کردم. سپس صدای ضعیف مناجات را گذاشتم پشت بلندگو. وقتی به نمازخانه گردان رفتم، بسیجیان را دیدم که ایستاده اند به نماز.
راوی: عبدالعلی میرشهرکی همرزم شهید

***در سال 1360که جریان منافقین در تهران بود و بچه های حزب الهی را ترور می کردند. در یک روز که از نماز جمعه برمی گشتیم در ماشینی که شهید میرحسینی و شهید خدری و چندتن دیگر سوار بودند ناگهان بمبی منفجر شد. ماشین صدمات زیادی دید ولی به حول و قوه الهی برای ایشان مشکل خاصی بوجود نیامد.این بمب گذاری دقیقا برنامه ریزی شده بود که به محضی که ماشین به پمپ بنزین و شرکت نفتی که در آن محل بود رسید منفجر شد تا آن منطقه نیز به واسطه بمب منفجر شود پس از انفجار شهید خدری متوجه نارنجکهای کارگذاری شده شد و به همراه شهید میرحسینی آنها را از آن منطقه دور کردند و از انفجار و آتش سوزی پمپ بنزین و جایگاه نفت جلوگیری کردند .
راوی : احمدعلی فقیری همرزم شهید
خاطراتی از شهید «قاسم میرحسینی»/ مناجات قبل از اذان

سردار شهيد حاج قاسم ميرحسيني در سال 1342 ‪  در روستاي صفدر ميربيك از توابع جزينك زابل ديده به جهان گشوده بود. 

وي در سال 1360 به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي درآمد و در بخشهاي پذيرش و عمليات اين نهاد انقلابي مشغول فعاليت شد. شهيد ميرحسيني پس از گذراندن پنج ماه دوره آموزشي همزمان با عمليات بزرگ بيت‌المقدس براي شركت در اين عمليات عازم جبهه حق عليه باطل شد.

وی قائم مقام لشکر 41 ثارالله بود و سرانجام در عملیات کربلای ۵ پس از سامان دهی نیروها در حین عملیات بر اثر اصابت تیر مستقیم دشمن به ناحیه پیشانی به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده