زندگی نامه جانباز 50 درصد «محمد حیدری هندی»:
محمد حیدری سال 65 در جبهه یک پای خود را از دست می دهد و با چندین ترکش که با خود به یادگار آورده به خانه باز می گردد و بعدها بر اثر جراحاتی که به او وارد شده بود یک کلیه اش را از دست می دهد و به خاطر دیابت، پزشکان مجبور می شوند پای او را قطع کنند.
نوید شاهد کرمان، مردان مرد را با وطن به معنای زادگاه کاری نیست، وطن آنان جایی است که در آن می آموزند که بمیرند پیش از آنکه بمیرانندشان و زاده شوند به اختیار. و مگر حیات طیبه  ریشه در گل و خاک دارد؟ حیات طیبه ریشه در دل و افلاک دارد آنجا که روح انسان حیات حقیقی را تجربه می کند.

نام هندی اش«امریک سنچ» بود. سال ها پیش در حالی که در هند دانشجوی فنی بود با دوستانش تصمیم می گیرند سفری تفریحی به لبنان، آلمان و هلند داشته باشند. در این سفر با تمام شدن پول هایشان هر کدام به طرفی می روند امریک به ترکیه می رود و از آنجا به ایران می آید تا از دوست هندی اش که در ایران تجارت می کند، مقداری پول قرض بگیرد و به کشورش بازگردد.

از دستگیری به عنوان جاسوس تا جانبازی در راه وطن
در رفسنجان به خاطر غربت و بلد نبودن زبان فارسی، به مطالعه روی می اورد تا تنهایی خود را جبران کند، در این مطالعات با خواندن کتاب هایی از زندگی پیامبر اسلام(ص) و امام حسین(ع) که به زبان انگلیسی ترجمه شده، تصمیمیم ی گیرد مسلمان شود و با انتخاب مذهب شیعه و نام «محمد حیدری» و گفتن شهادتین در رفسنجان فصل تازه ای از زندگی خود را آغاز می کند. تولدی دوباره و ایران می شود وطنش.
با پذیرش تابعیت ایرانی پس از مدتی با دختر یکی از آشنایان صاحب کار خود ازدواج می کند و با شروع جنگ تخمیلی با داشتن 2 فرزند در لبیک به ندای امام برای حضور در جبهه در خود احساس وظیفه می کند و راهی جبهه و جنگ می شود.
به علت نداشتن شناسنامه ایرانی از پذیرش او جلوگیری می کنند، ولی با وساطت آشنایان موفق به اعزام می شود. در جبهه یک بار هم به عنوان جاسوس او را می گیرند ولی باز دوستانش به داد او می رسند و نجاتش می دهند.
محمد حیدری سال 65 در جبهه یک پای خود را از دست می دهد و با چندین ترکش که با خود به یادگار آورده به خانه باز می گردد و بعدها بر اثر جراحاتی که به او وارد شده بود یک کلیه اش را از دست می دهد و به خاطر دیابت، پزشکان مجبور می شوند پای او را قطع کنند.
محمد هیچ گاه به دنبال درصد جانبازی و مزایای آن نبود و با اینکه تابعیت ایرانی گرفته و در این کشور جانباز شده بود تا مدت ها حتی کارت ملی هم نداشت و به سختی توانست برای هویت ایرانی خود کارت ملی بگیرد.
اما او هویت اصلی اش را از اسلام و انقلاب گرفته بود و ایران وطنش شده بود تا آنجا که جانش را در راه دین و این وطن داد و با یاران آسمانی اش همراه و هم پروار گشت.
یادش گرامی و راهش پررهرو باد.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده