ای جوانان وصیت نامه شهدا را می خوانید و می بینید چه نوشته اند و تشیع جنازه شهدا را می بینید و در مراسم شرکت می کنید و خود را جا می زنید ولی راه آنها را ادامه نمی دهید و در دنیا فرورفته اید
به گزارش نوید شاهد از کرمان، شهید «گرامی بلوردی» دهم شهريور 1343 ، در روستاي ننيز از توابع شهرستان رابر به دنيا آمد. وی دانش‌آموز دوم متوسطه در رشته انساني بود. به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. سرانجام در بيست و نهم فروردين 1367 ، در شلمچه بر اثر اصابت تركش به سر، شهيد شد. مزار وي در زادگاهش واقع است.

توصیه به خواندن وصیت شهدا در وصیت نامه شهید «گرامی بلوردی»

گزیده ای از وصیت نامه شهید «گرامی بلوردی» را با هم می خوانیم: 
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود به پیشگاه حضرت ولی عصر حجت بن الحسن عسکری و با سلام و درود بر خمینی کبیر بت شکن ابراهیم زمان و با سلام به روان پاک شهدا از صدر اسلام موقع خلقت آدم تا به امروز. 

بنام خدای عزوجل افریننده آسمانها و زمین و خلق کننده انسانها و نظم دهنده جهان و طبیعت و بنام پیامبر خدا محمد مصطفی که ما انسانها را هدایت کرد از تاریکی به روشنایی و سلام بر رهروان راه پاک او سلام بر عاشقان شمع شهادت و مردان تاریخ زمان و یاران خمینی کبیر. پرچم داران امام زمان و رهروان راه حسین.

سلام بر روان پاک شهدای اسلام بخصوص شهدای جنگ تحمیلی از فتح المبین ها گرفته تا والفجرها و کربلاها و من به شما مردم حزب الله رابر را وصیت می کنم که به تقوا و ترس از خدا و به مقاومت و فرمان او به آباد داشتن دل خود به یاد او و چنگ زدن بر ریسمان او و کلام سبب و رشته ای از سبب و رشته بین تو و خدا استوارتر می باشد.

ای جوانان وصیت نامه شهدا را می خوانید و می بینید چه نوشته اند و تشیع جنازه شهدا را می بینید و در مراسم شرکت می کنید و خود را جا می زنید ولی راه آنها را ادامه نمی دهید و در دنیا فرورفته اید فردای قیامت در محضر خدای تبارک تعالی پشیمان می شوی ولی پشیمانی هم سودی ندارد.

از میان شما معلمان و دانش آموزان و سپاهیان و قشر جوانان این منطقه جای صمدالله محمدی سلمانی های احمد سلمانی ها. عباس آقا ملایی ها خواجه حسنی ها و ژاله ها و غلامحسین ها  بیرون بیاید. و باید شما اینطور جوانهای در آینده بسازید و شما باید جای این عزیزان را پر کنید زیرا اینها کسانی بودند که بار مسئولیت را به دوش ما سپردند و رفتند.

وصیت من به شما ای مادر و خواهرانم این است از کشته شدن من ناراحت نباشید و مانند زینب باشید و اگر برای من گریه می کنید من احتیاج به گریه ندارم من نمی گویم گریه نکنید زیرا من در راه اسلام و حسین با هدف شهید شدم و خود راه خود را انتخاب کردم و گریه کنید به غریبی حسین و مظلومی حسین و دست های قطع شده ابوالفضل عباس و به طفل شش ماه حسین علی اصغر.

وصیتم به شما صبر و تقوا و حجاب اسلامی زیرا این حجاب شما کوبنده تر خون شهیدان. چون پیام شهیدان و من وصیتم به شما برادران این است که اگر من شهید شدم ناراحت نباشید تنها وصیتم ادامه دادن راه من و دیگر ننشینید بگوید این برادر ما یک جوان ناکام بود نه بلکه به کام خود رسیده ام.

که در راه خدای منان و در راه حسین و حسین گونه و در راه ابوالفضل عباس به فیض شهادت نائل آمدم و پایان وصیتم یک دعا می کنم: «پروردگارا خود به خوبی می دانی و واقفی که در دنیای امروز تنها اسلام راستین را در ایران اسلامی می توان دید آنهم از زبان روحانیت و در رأس روحانیت هم امام عزیز رهبر انقلاب اسلامی و خدایا تو را به حق مقربان درگاهت قسمت می دهم که سایه روحانیت خصوصا امام را تا ظهور امام مهدی (عج) نگهدار.  به امید پیروزی لشکریان اسلام بر تمام کفر جهانی. خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده