به خدا سوگند که خدا پشتیبان این انقلاب است کما اینکه هر لحظه این معجزه ها دیده می شود، بیایید و معجزه های خدا را با چشمان خود بنگرند زیرا در جبهه همه کارها معجزه است.
به گزارش نوید شاهد از کرمان، شهید «قباد ساردوئی نسب» يكم ‌دي 1343، در شهرستان سيرجان زاده شد. وی دانش‌آموز سال دوم متوسطه بود، به عنوان بسيجي در جبهه ‌حضور يافت. سرانجام در دهم ‌ارديبهشت 1361، در خرمشهر بر اثر اصابت ‌تركش به شهادت رسید.. برادرش محمود نيز به شهادت رسيده است.

شهید «قباد ساردوئی نسب»: در جبهه همه کارها معجزه است

بخش هایی از وصیت نامه شهید «قباد ساردوئی نسب» را مرور می کنیم:
همانطور که از اسم جنگ معلوم است جز آتش گلوله چیزی دیگر نمی باشد وقتی انسان گلوله و خمپاره ها را می بیند به یاد چیزی می افتد. اگر تو گفتی به یاد چی؟ به یاد وصیت نامه. بله باید هر انسان مسلمان در هنگام جنگ همیشه وصیت نامه او و سلاح او در زیر سرش باشد. زیرا من در نامه های قبلی خود سخنی از این موضوع نگفته ام. 

پیام من به ملت دلاور سیرجان زمین این است که هرگز امام را تنها نگذارید و خط سرخ شهیدان را ادامه دهند و به مردم عزیز سیرجان این خبر را می دهم که به خدا سوگند که خدا پشتیبان این انقلاب است کما اینکه هر لحظه این معجزه ها دیده می شود بسیاری می گویند ای کاش خدا معجزه می کرد ایمان کامل می اوردیم من به انها می گویم اگر راست می گویید بیایند و معجزه های خدا را با چشمان خود بنگرند زیرا در جبهه همه کارها معجزه است.

پدرجان من حتی فکر آن هم نمی کردم که راهسپار جبهه شوم. اگر من شهید شدم شما هیچ نگران نباشید و دعا کنید که خدا این قربانی را از شما بپذیرد با خنده خود مرا خوشحال و دشمن را نگران سازید هر شب جمعه به دیدارم بیایید و ببینید مرگ هست و دنیا رفتنی است و بیایید بنگرید و برای آخرت خود چیزی آماده سازید.

برادرانم را به راه راست هدایت کنید قرآن به آنها بیاموزید و برای من و برای خودشان قرآن بخوانند. خواهرانم را نیز با اسلام اشنا سازید تا به انحراف نروند و شما باید بدانید که چه کسانی بودند که یک فرزند تنها یادگار آنها بود و آن را هم به خدا دادند و در راه اسلام [...]. شما باید بدانید که بعد از من سه پسر دارید و آن هم اگر خدا بخواهد از من بهتر می شوند آنچه را برای خدا می دهید درخواست نکنید.

مادرجان من دلم می خواهد که چند کلمه کمی که من به شما می نویسم عمل کنید ضمن اینکه به فرزندان کوچک خود می گویید خود نیز بدان عمل نمایید من از شما می خواهم که این دو خواهر کوچک من را چنان تربیت نمایید که هرگز از راه خدا دور نشوند و هرگز به اشتباه کشیده نشوند.

من به شما توصیه می کنم که اگر در گذشته این بی توجهی ها بود خلاصه این بار تکرار نگردد و به وضع ظاهری آنها برس و از کودکی به آنها درسهایی بده که همچنا دخترهای پاک به درد دل آنها برسید و آنها را رها نکنید به حال خودشان زیرا اگر خوب بسازید نتیجه خوبی هم دارد برای شما هم در این دنیا و هم در آن دنیا.

دنیا را فراموش کرده و به آخرت بنگرید اگر من در آخرت از دستم کاری بیاید برای شما می کنم در خانه مراسم مذهبی برقرار سازید و سلام مرا به عموهایم برسانید و به انها بگویید که ما را ببخشند . 

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده