شهید «غلامعلی افضلی» خطاب به مادر بزرگواش می نویسد: مادر عزیزم تو گوئی با تمامی حرکات یا تمامی صبر واستقامت در برابر انبوه مشکلات برتمامی مادران عالم درس می دادی و مهمترین تکلیف را در تربیت فرزندانت می دانستی که باید برای اصلاح جامعه کاری بنیادی کرد.
به گزارش نوید شاهد از کرمان، شهید «غلامعلی افضلی» یکم شهریور 1350 در روستای گنجان از توابع شهرستان بافت به دنیا آمد. وی تا دوم متوسطه درس خواند و به عنوان بسیجی در جبهه حضور یافت. سرانجام در چهارم خرداد 1367 در شلمچه بر اثر اصابت ترکش به پا به شهادت رسید.

نامه ای عاشقانه به مادر/ تربیت فرزند مهمترین تکلیف است

در ادامه وصیت نامه شهید «غلامعلی افضلی» را مرور می کنیم:
بسم الله الرحمن الرحیم 
اما شما این حقیقت را نمیدانید ، خدایا حال که در انجام ماموریتی الهی هستم تو را به یاری می طلبم و به تو سوگند یاد می کنم که همیشه و تا آخرین نفسی در راه مقدس تو و برای یاری دهی تو مستحکم و جان و برکف در راهت فداکاری کنم الهی یاریم ده تا بتوانم این مهم را آنچنان که شایسته مقام باری تعالی است بجای آورم .

 خدایا تو شاهد باش که من در این راه کورکورانه قدم برنداشته ام و از روزی که ترا بیگانگی شناختم در قلبم جرقه ای از ایمان محمدی نوران شد از همه چیز گذشتم و به تو پیوستم در این لحظه سخنی با خانواده مان دارم پدرم چه رنجها که برای من نکشیدی چگونه بتوانم زحمات و رنجهایی که برای من کشیده ای نادیده بگیرم  اگر این کار را بکنم مورد خشم و غضب خداوند متعال قرار می گیرم.
پدرم برای من دعا کن برای تمام رزمندگان که نگذاشتند دشمن زبون یک وجب از خاکشان را بگیرد برای تمام شهیدان دعا کن امیدوارم که مرا مورد عفو و بخشش خودت قرار دهی چونکه فرزند خوبی برایت نبودم .

دراینجا سخنی هم با مادرم دارم مادر عزیزم سلام .امیدوارم که سلام گرم مرا از کربلاهای جنوب ایران نثارت می کنم بپذیری و همواره در پناه خدا و در جهت خدا بنده خوب خدا باشی .

مادرجان تو همواره برایم مادری بودی نمونه آنچنان همیشه آرزو می کردم تا توفیقی یابم و شرح حالت را به عنوان زنان قهرمان بنویسم تا سرمشقی برای تو ودیگران باشد.

مادرجان تو شغل مادری و تربیت فرزندان را به عنوان عبادتی بزرگ و تکلیف الهی میدانستی ودر قبال آن خود را در برابر خداسخت مسئول می دانی مادر عزیزم تو گوئی با تمامی حرکات یا تمامی صبر واستقامت در برابر انبوه مشکلات برتمامی مادران عالم درس می دادی که بنده خوب خدا مجری احکام و تکالیف الهی بودی و مهمترین تکلیف را در تربیت فرزندانت می دانستی که باید برای اصلاح جامعه کاری بنیادی کرد و بنیادترین کار برای زنان شغل مادریشان می باشد.

مادرم که در پیشگاه الهی مقامتان بلند ات که خداوند تبارک و تعالی اجازه نمی دهد حتی فرزندی با صدای بلند نسبت به والدینش سخن بگوید مادرم همیشه خود را شرمنده می دانم که از اینکه نتوانستم حداقل ذره ای از زحمات و محبتهای شما را جبران کنم اما قول می دهم که بادعای خیر شما و یاری خداوند همیشه در صراط المستقیم قدم بردارم و به سیر بندگی خداوند بپردازم و مسلما از بزرگترین آرزوهای شما درباره فرزندت نیز همین است .

مادرم همیشه در مواقع مختلف عظمت ها و ویژگی های شما به گونه ای مختلف برایم روشن شده است اما این بار به گونه ای عمیق تر و پرمعناتر از ویژگیهایت برایم درخشان گشت و اما مادرم حال که تو فرزندت را به سوی راهی که حسین سردار شهیدان قدم گذاشت باتو چند کلمه حرف دارم تو مرا بزرگ کردی چه بسا دررهگذر تاریخ رنجها کشیدی ولی خسته نشدی سلامت باد مادر  پیامم را به تو می دهم ای مادر خدا را یاد کن و به تو می گویم که مانند زینب که در سوگ حسین دشمن راخوار و زبون کرد تو هم آنچنان باش .

واما برادرم من رفتم و دیگر تو را نخواهم برگشت برادرم خداحافظ فقط از شما می خواهم که پس از شهادت راه مرا که همان راه اسلام حقیقی است ادامه دهید، امام را تنها نگذارید به جبهه بروید و اسلحه من و همرزمان من را که بخون غلطیدند انتقام خون ما را از تجاوزگران بگیرید.

و اما خواهران سخنی چند با شما دارم از شما می خواهم که همچون زینب وار صبور و شکیبا باشید. مبادا پس از مرگ من تزلزلی به ایمان شما رخ دهد همچون کوه استوار و محکم و پایدار باشید که سرانجام حق بر باطل پیروز است .

 پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده