کتاب « زورکی خندیدیم» مروری بر خاطرات دوران اسارت «محمد درویشی» به چاپ دوم رسید.
به گزارش نوید شاهد کرمان، کتاب «زورکی خندیدیم» به بیان روایتی داستانی از دوران اسارت محمد درویشی از رزمندگان اهل شهرستان کهنوج و متولد روستای دیوانمراد می پردازد و الهام اسلام‌پناه فرزند جانباز و ایثارگر و از نویسندگان فعال حوزه دفاع مقدس، آن را به نگارش درآورده است.

چاپ دوم این کتاب با اصلاحات انجام شده در 160 صفحه با تیراژ 1000 نسخه و با قیمت 26 هزار تومان توسط انتشارات امید کویر به چاپ رسیده است.

« زورکی خندیدیم» به چاپ دوم رسید
در بخش هایی از کتاب «زورکی خندیدیم» می خوانیم:
غربت را به جان خريدم و کم کم با فضاي اسارت کنار آمدم. اما درد کليه امانم را بريده بود. بس درد کليه وجودم را مي آزرد، حال راه رفتن نداشتم. پا برزمين که مي گذاشتم؛ کليه ام بيشتر تير مي کشيد.
با آمدن زمستان؛ سرماي خشک، پوست و استخوان را مور مور مي کرد و آدم را سخت کلافه. عدم توجه عراقيها به درمان اُسراي مجروح و بيمار، به نوبة خود يک معضل حاد بود. البته معضل حادتر، تغذية اندک و فاسدي بود که بهمان ميدادند.
پنج روز از ارديبهشت 68 گذشت. يادم نمي آيد طرف صبح بود، يا عصر؟ فقط يادم هست از بس درد داشتم، کنار ديوار بي روح آسايشگاه تکيه زده بودم و بي صدا مي ناليدم. آن روز نمي دانم چطور شد؟! خدا به دل فرماندهشان انداخت و يکي از نگهبانان به همراه دوتا دژبان آمدند سراغم و گفتند: فرمانده دستور داده ببريمت بيمارستان!»
با چشم بند، چشمانم را بستند و مرا لنگان لنگان سوار ماشين آيفا کردند. استارت ماشين زده شد و به راه افتاديم. 

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده