وصیت نامه شهید «ابراهیم امیری هنزائی»:
شهید «ابراهیم امیری هنزائی» در وصیت نامه خود آورده است: اى سربازان اسلام كه قطره قطره خون جوشانتان لحظه به لحظه مى شمارد كه در راه اسلام و قران ريخته شده، بانگ رعد آسايتان و سروش دلنوازهايتان پايه هاى كاخ استكبار جهانى را به لرزه در آورده است.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «ابراهیم امیری هنزائی» دهم ‌خرداد1343، در روستاي هنزاء از توابع شهرستان بافت متولد شد. وی تا پايان ‌مقطع متوسطه درس ‌خواند و ديپلم گرفت. ابراهیم  پاسدار بود، سرانجام در هجدهم ‌مرداد 1362، در مهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد.

پايه هاى كاخ استكبار جهانى به لرزه در آمده است

در ادامه به مرور بخش پایانی وصیت نامه شهید «ابراهیم امیری هنزائی» می پردازیم:
اى ملت عزيز نكند يك وقت خداى ناكرده پشت امام عزيزمان اين پير جماران را خالى نماييد كه امام چشم اميدش را به شما دوخته است و اگر اين كار را بكنيد اسلام را بى حامى و بى پشتيبان گذاشته ايد و در اين باره خداوند شما را هرگز نخواهد بخشيد.

نكند روزى پيروزيها باعث غرور و از خود بى خود شدن شما گردد و از ذكر و ياد خدا غافل بمانيد و راهى را در پيش بگيريد كه نباید قدر و منزلت اين انقلاب و رهبر انقلاب و خود را بدانيد . موقعيت حساس است و دشمن زخم خورده در كمين است مواظب باشيد تا از بوته آزمايش الهى سر افراز و روسفيد بيرون آئيد و تا آخر ثابت قدم و استوار باشيد كه قران كريم مى فرمايد ربنا افرغ علينا صبرا و ثبت اقدامنا و انصنا على القوم الكافرين .

به هر حال امروز ما در شرايط حساس و خطر ناكى هستيم كه از يكطرف هجوم بيگانگان به ميهن اسلامى و از طرف ديگر صف بندى تمام ابر قدرتها عليه ما و پشت كردن به و از پشت خنجر خوردن از مملكت اسلامى و از داخل محتكران و گرانفروشان خدا نشناس و و ضد انقلاب مايوس و سركوب شده همه و همه در بك مقطع با هم به توافق رسيده اند كه اسلام و مسلميد را نابود كنند . اسلامى كه امروز در ايران به رهبرى امام امت تحقق يافته.

اما بر شما بشارت باد كه از سرزمين امام زمان سلام الله عليه دفاع مى كند . وصيتم به همرزمان و همسنگران پاسدار مى باشد كه اى فرزندان انقلاب اسلامى اى رزمجويان خستگى ناپذير اى اميدان انقلاب اى چشمهاى همشيار مستضعفان جهان اى برادران و اى خواهران هميشه در سنگر رزمگاه بلند مرتبه حفظ شرافت انسانى.

اى هوشياران  حافظ سنت الهى اى فرزندان رشيد امت شهيدپرور و اى فرمانبران ولى فقيه و اى شيعيان على (ع)اى حاكمان بر نفس و ای نمازگزاران اى عزيزانى كه با يكدست قران و باو با دست ديگر سلاح داريد و در يك جبهه با دشمنان اسلام و انقلاب اسلامى و در جبهه ديگر با دشمن انسان و دشمن درون يعنى با نفس مى جنگيد.

اى سربازان اسلام كه قطره قطره خون جوشانتان لحظه به لحظه مى شمارد كه در راه اسلام و قران ريخته شده، اى اجابت كنندكان دعوت حسين (ع)و حاضران در رزمگاه حق و باطل، اى ياوران روح الله اى عزيزانى كه حجابتان، مشتهاى گره كرده تان، صداى الله اكبرتان، قدمتان، نگاهتان ،كلامتان، عبادتتان و شهامتتان، شهادتتان و بانگ رعد آسايتان و سروش دلنوازهايتان پايه هاى كاخ استكبار جهانى را به لرزه در آورده، اى فرمانبران خداوند و اى جندالله بتازيد بر قلب دشمنان اسلام و به يارى تمام برادران رزمنده خود و به يارى تمام خلقهاى مستضعف در جهان بشتابيد به يارى برادران مسلمان خود فلسطين و لبنان و افغانستان بشتابيد  .

پروردگارا تو را به برق شمشير رزمندگان اسلام در جبهه هاى بدر تو را به لبهاى تشنه پاسداران در جنگ تبوك. خداوندا تو را قسم به مركبى كه پيامبر (ص) بر آن سوار شدند و به مسجد القصى رفتند، تو را به  خون شهيدان گلگون كفن فتح الفتوح - فتح المبين - بيت المقدس  و تو را به صبر و استقامت مادران و پدران و برادران و خواهران كه با سربلندى عزيزانشان را به قربانگاه اسلام و قران فرستاده اند و تو را به خون شهيد مظلوم و يلران صادق او شربت شهادت را نصيب بنده حقير و ضعيف و ذليلت بگردان و از تو اى خدا مى خواهم مرگم را شهادت در راه خودت قرار دهى .

وصايايم به پدر و مادر و خواهران و برادرانم: پدرو و مادرم نكند خداى ناكرده در شهادت من اشك بريزيد از شما خواهش مى كنم كه در شهادت من گريه نكنيد زيرا با اين عمل دشمن را شاد مى كنيد و از شما والدين عزيزم خواهشمندم كه براران عزيزم را به مدرسه بفرستيد و هر كدام از آنها خواستند به حوضه علميه قم بروند او را بفرستيد تا علوم اسلامى را بياموزد.

از برادرانم مى خواهم كه راه شهيدان را ادامه دهند و در ارگانهاى انقلابى مخصوصا سپاه پاسداران خدمت كنند و اگر خداوند شما را توفيق داد و بزرگ شديد پدر و مادر را به خوبى اداره كنيد و نگذاريد انها مثل حالا رنج ببرند و در مقابل آنها بى احترامى نكنيد.

خواهرانم شما بايد مثل زينب باشيد پيام رسان خون شهيدان باشید و از شما والدين عزيزو خواهران و برادران عزيزم مى خواهم مرا عفو كنيد و آنچه به شما بدى كردم ببخشيد و از خداوند برايم طلب مغفرت نماييد و از خداوند بخواهيد مرا با شهيدان اسلام محشور منايد و از همگى اقوام و آشنايان و دوستان اميد عفو دارم مرا عفو نماييد و برايم طلب مغفرت نماييد .

خدايا هر وقت تصميم به مرگم گرفتي مرگم شهادت در رهت قرار بده و اگر لايق شهادتم بدنم را قطعه قطعه كن كه فرداى قيامت شرمسار روى امام حسين (ع) نباشم كه بدنش درصحراى كربلا قطعه قطعه شد و بدن من سالم باشد .

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده