شهید «محمود كريم‌آبادي» خطاب به مادر:
در وصیت نامه شهید «محمود كريم‌آبادي» آمده است: ای مادر، همچون زینب در مصائب صبر کن و به یاد بیفت که زینب چگونه در فراق همه عزیزانش صبر می کرد و یزید و یزیدیان را رسوا کرد.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «محمود كريم‌آبادي» يكم ارديبهشت 1349، در روستاي جوپار از توابع ‌شهرستان كرمان ‌چشم به جهان گشود. وی تا سوم متوسطه درس خواند. سرباز نيروي انتظامي بود، سرانجام در سوم مرداد 1370، در ميرجاوه زاهدان بر اثر درگيري با اشرار و اصابت گلوله به شهادت رسيد. 

همچون زینب در مصائب و بلا صبر کن

در ادامه بخش هایی از وصیت نامه شهید «محمود كريم‌آبادي» را مرور می کنیم:
خدایا زبانم از شکر تو عاجز است که مرا در این برهه از زمان زنده داشتی، زیرا اگر در زمان رژیم سفاک پهلوی می مردم معلوم نبود به چه سرنوشتی می مردم و معلوم بود که در آن زمان نه رهبر داشتیم نه راهنما هر کجا قدم در این مملکت می گذاشتیم غرق در فساد بود.

الحمد لله که در زمان حیات ما خدا بر ما محبت گذاشت و انقلاب اسلامی به رهبری امام عزیزمان و نائب بر حق امام زمان صورت گرفت و از زمان جاهلیت که همچون صدر اسلام بود بیرون آمدیم و به حق نزدیک شدیم و یک تکانی خوردیم و به فکر توشه آخرت افتادیم.

من که این راه را انتخاب کرده ام از روی شناخت و آگاهی انتخاب کرده ام و آن را کورکورانه قبول نکردم و اکنون به ندای حسین زمانمان لبیک گفته و عازم جبهه می باشم و از شما دوستان و برادران و خواهران هرکس که از من چه از لحاظ زبانی چه  رفتاری هر گونه ناراحتی دیده اند از شما می خواهم از برای رضای خداوند مرا عفو کنید.

پدر عزیزم شما را به خدا قسم می دهم که از بابت من ناراحت نشوید، زیرا من از علی اکبر امام حسین و قاسمِ تازه داماد عزیزتر نیستم که فدای اسلام و قرآن شدند وهمچنین مادر عزیزم مرا از صمیم قلب ببخش و مرا مورد عفو قرار بده و تو را به جان خودم قَسَمَت می دهم اگر بخواهید برای من ناراحت باشید هر موقع ناراحت شدید بیاد علی اکبر امام حسین گریه کنید، اگر ناراحت باشید روح من هم در عذاب است.

همچنین دخترخاله عزیزم مرا ببخش اگر کوچکترین اجحافی یا ناراحتی برایت ایجاد کردم و اگر می خواهید آن دنیا با هم محشور بشویم نمازت را حتماً بخوانید و دروغ و غیبت نکنید و همیشه به یاد خدا باشید و همچنین تو ای برادر عزیزم عباس جان که به حق  سرباز اسلام و امام زمان هستی تو همیشه مواظب پدر و مادرت باشی.

زینب گونه باش و همانطور که به شما گفتم فرزندم را با وضو شیر دهید و در هنگام شیر دادن صلوات بفرستید و نام خدا را بر زبان بیاورید. فرزندم را به حوزه بفرستید و به او بگویید پدرت در چه راهی رفت و آن هم راه پدرش را که همان پیکار در راه اسلام و قرآن می باشد ادامه بدهد و برادر عباس خوب از پدر و مادرم ، زن و بچه ام پرستاری کنید و تو ای مادر همچون زینب در مصائب و بلا صبر کن و به یاد بیفت که زینب چگونه در فراق برادرش امام حسین و علی اکبر و حضرت قاسم و همه عزیزانش چگونه صبر می کرد و یزید و یزیدیان را رسوا کرد.

مادر خدا می داند چقدر دوستت دارم اما اسلام را از شما بهتر دوست دارم و اگر خداوند توفیق شهادت را نصیبم کرد خوشحال باش و اگر ناراحتی کنید و بی دینان را خوشحال کنید و خدای ناخواسته از حالت طبیعی خارج بشوید به خدا روح من در عذاب است و اگر می خواهید من خوشحال باشم هیچگونه ناراحتی نداشته باشید یا شهید می شوم  نه اینکه میمیرم بلکه زنده ابدی در پیش خدا می شوم.

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده