نگاهی به فعالیت های فرهنگی شهید باهنر؛
يكي از فعاليت هاي شهید باهنر كه در ارتباط با نهضت بود، راه اندازي مدرسة رفاه بود. فلسفة وجودي اين مدرسه كارهاي سياسي اي بود كه با دوستانش انجام مي داد. برنامه ريزي فرهنگي اين مدرسه برعهدة شهيد باهنر بود... شهيد باهنر شصت نفر از دختران تربيت معلم را انتخاب كرده بود. آن ها به اين مدرسه مي آمدند و شهيد مطهري، شهيد بهشتي و شهيد باهنر براي آن ها جهان بيني اسلامي تدريس مي كردند.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «محمد جواد باهنر» سال 1312 در شهر كرمان متولد شد. وی پس از پيروزي انقلاب در مسئووليت‌هاي عضويت در شوراي انقلاب،  تنظيم مدارس،  نهضت سوادآموزي،  نمايندگي مردم كرمان در مجلس خبرگان، نمايندگي شوراي انقلاب در وزارت آموزش‌وپرورش،  نمايندگي مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي و وزارت آموزش وپرورش در كابينه شهيد رجايي به نحو شايسته‌اي انجام وظيفه كرد و بالاخره پس از انتخاب به عنوان در هشتمين روز از شهريورماه 1360 با انفجار بمبي توسط عامل سازمان تروريستي منافقين به شهادت رسید.
از راه اندازی مدرسه رفاه تا فعالیت در کانون توحید

به مناسبت سالگرد شهادت شهید باهنر به مرور فعالیت های فرهنگی این شهید از زبان همسرشان می پردازیم:
دكتر باهنر براي پيشرفت نهضت هر فعاليتي را كه مفيد مي دانست انجام مي داد. يكي از فعاليت هاي او كه در ارتباط با نهضت بود، راه اندازي مدرسة رفاه بود. فلسفة وجودي اين مدرسه كارهاي سياسي اي بود كه با دوستانش انجام مي داد.

بچه هاي شهدا جهت ثبت نام در اين مدرسه در اولويت قرار داشتند. از افرادي كه آن جا كار مي كردند، شهيد رجائي، آقاي هاشمي رفسنجاني و عده اي از بازاريان بودند. برنامه ريزي فرهنگي اين مدرسه برعهدة شهيد باهنر بود... شهيد باهنر شصت نفر از دختران تربيت معلم را انتخاب كرده بود. آن ها به اين مدرسه مي آمدند و شهيد مطهري، شهيد بهشتي و شهيد باهنر براي آن ها جهان بيني اسلامي تدريس مي كردند. 

يك سري مسائل هم طرح مي شد. آن هايي كه پيشرفت خوبي داشتند، انتخاب مي شدند. از همين افراد، كادر فرهنگي مدرسه شكل گرفت و اين هستة پربار را به وجود آورد. شخصيت شهيد باهنر بيش تر فرهنگي بود و در اين زمينه بسيار موفق بود. او هستة كانون توحيد، دفتر نشر و كتب درسي را پايه گذاري كرد. شهيد باهنر در طول مبارزاتش سختي هاي زيادي تحمل كرد.
از ديگر مراكز فعاليت هاي ايشان، كانون توحيد بود. آن ها با همكاري عده اي از بازاري ها زميني را خريدند و ساختند و در آن برنامه هاي فرهنگي برگزار كردند.

كارهاي ساختماني آنها را يكي از مبارزين بر عهده داشت. دراين كانون، شهيد مطهري و شهيد بهشتي برنامه داشتند. مدرسة مفيد را هم با آيت الله موسوي اردبيلي تأسيس كردند. آن جا دبيرستان و مدرسة راهنمايي داشت. بعد دفتر نشر را ايجاد كرد. در آن جا با آقايان دكتر غفوري، برقعي و هاشمي رفسنجاني همكاري و فعاليت مي كرد. يك مؤسسه اي هم در آلمان راه انداختند. در آن جا مطالبي چاپ مي كردند و نشر مي دادند. دفتر نشر فرهنگ اسلامي هم كتاب هايي را كه موافق رژيم طاغوت نبود، چاپ مي كرد.

هر سال يك سمينار براي معلمان ديني در يكي از استان ها داشتند. هفته اي يك بار هم سخنراني داشتند. موضوع سخنراني هم چگونگي تدريس كتب ديني بود.

يك سمينار در مشهد بود كه با هم رفتيم. يك طبقه اجاره كرديم. هر روز در منزل ما برنامه بود. در اين برنامه حضرت آيت اللّ خامنه اي، شهيد بهشتي و شهيد مطهري شركت داشتند. من مرتب كار مي كردم. دو نفر از برادرزاده هايم كه همراهان بودند مدام مي گفتند اين چه مسافرتي است؟ صاحب خانه طبقة پايين را هم به ما واگذار كرد. هدف از اين مسافرت برنامه هاي انقلابي بود. 

يك بار هم شهيد به من گفت بياييد امشب به كرمان برويم. گفتم من نمي آيم، آن جا خسته مي شوم. كرمان كه مي رفتيم، در منزل پدر آقاي باهنر ساكن مي شديم. از بس آمد و رفت بود من خسته مي شدم. گفت براي استراحت مي رويم. به هر حال با هم رفتيم. از آن ساعتي كه ما رسيديم، برنامه هايش شروع شد. يك شب هم كه خواهر شهيد ما را دعوت كرد، گفت من مي روم جلسه و برمي گردم. گفتم زودتر بياييد. گفت ان شاءالله. اما هر چه صبر كرديم، نيامد. مهمان ها قدري خوابيدند. ساعت يك ربع به دو بعد از نيمه شب آمد. گفتم امشب زود آمديد!؟ خنديد و گفت عوضش سحري مي خوريم!... »
برگرفته از كتاب «خورشيد كوير»

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده