خاطراتی پیرامون شهید «حسین نادری»؛
ماشين هاي غذا و آب را قبل از رسيدن به خط مي زدند، بحران آب و غذا بود. با اين حال، گردان عاشورا هفت شبانه روز خط شلمچه را در عمليات بيت المقدس هفت نگه داشت، حسـين نشست پشت موتور و رفت به تمام خط سرکشي کرد تا کسي جا نمانده باشد.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهيد «حسين نادري» بيستم فروردين ماه 1347 در شهرستان سيرجان به دنيا آمد. وی در 15 سالگي براي اولين بار به صورت بسيجي به جبهه پا گذاشت و در گردان هاي رزمي سازماندهي شد و سپس وارد سازمان ادوات گرديد.
از حسين نادري كه در سن 18 سالگي به سمت فرماندهي گردان رسيده بود به عنوان جوانترين فرمانده گردان نيروي زميني سپاه ياد مي شود. سرانجام حسين نادري در سن 21 سالگي و در سپيده دم يكشنبه دوم مرداد ماه سال 1367 در عملیات بيت المقدس هفت در منطقه شلمچه به شهادت رسید.

بحران آب و غذا بود

به مرور خاطراتی پیرامون شهید «حسین نادری» می پردازیم:
***يوسف با حاج باقري رفت تا محل احداث خاکريز جديد را مشخص کنند. وقتي برگشت، سنگر فرماندهي خيلي شلوغ بود .
بيرون سنگر، جنازه ي عسکري را ديد که دو تا چفيه رويش انداخته بودند . همين که چشمش به عسکري افتاد، زد زير گريه .
حسين وقتي بي تابي يـوسف را ديد، دلداري اش داد و گفت: «گريه نکن؛ شـهادت که گريه ندارد». ولي يوسف فقط گريه مي کرد .
:«اصلاً ما براي چي آمده ايم اين جا؟ آمديم هميشه دور هم باشيم و بخنديم؟ نه... ما آمديم به تکليفمان عمل کنيم و تکليف ايجاب مي کرد که امروز عسکري شهـيد بشود.»
روز بعد از شهادت عسکري ، يوسف، حسين را ديد که پشت سنگر نشسته بود و داشت گريه  مي کرد. ازش پرسيد :« شما براي چي گريه مي کنيد ؟»
جواب داد: «عسکري هم از بين ما رفت .» یوسف گفت: « ولي شما ديشب من را نصيحت مي کرديد که گريه نکنم‌!»
: « تو ديشب توي جمع بچه ها گريه مي کردي و گريه ات روحيه ي بچه‌ها را ضعيف مي کرد.»

*** ماشين هاي غذا و آب را قبل از رسيدن به خط مي زدند، بحران آب و غذا بود. با اين حال، گردان عاشورا  هفت شبانه روز خط شلمچه را در عمليات بيت المقدس هفت نگه داشت.
وقتي دستور عقب نشيني رسيد ، يکي از بچه ها با موتور رفت دنبال حسين تا زودتر بياوردش عقب که اتفاقي برايش نيفتد، حسين نشست پشت موتور و رفت به تمام خط سرکشي کرد تا کسي جا نمانده باشد، موقع برگشت که به نيروهاي گردان رسيد، پشت سرشان از موتور پياده شد تا همراه آنها بيايد عقب.

برگرفته از کتاب «فرمانده جوان»

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده