شهید «احمد زراعت حرفه راوري»:
در وصیت نامه شهید «احمد زراعت حرفه راوري» آمده است: من گام نهادن در این مسیر خدایی را یک فریضه می دانم و در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم و اگر به ظاهر شکست بخوریم و کشته شویم نیز پیروزیم.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «احمد زراعت حرفه راوري» هجدهم ‌خرداد 1346، در شهر راور از توابع شهرستان كرمان چشم به جهان گشود. وی در مقطع راهنمايي درس خواند، به‌ عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. سرانجام در دوم آبان 1362، در مريوان بر اثر اصابت تركش به شهادت رسيد. 

گام نهادن در مسیر شهادت را یک فریضه می دانم

در ادامه قسمت هایی از وصیت نامه شهید «احمد زراعت حرفه راوري»  را با هم مرور میکنیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
خدایا هدایتم کن زیرا می دانم که گمراهی چه بلای خطرناکی است، خدایا مرا از بلای غرور و خودخواهی نجات ده تا حقایق وجودم را ببینم و جمال زیبای ترا مشاهده کنم.
خدایا من کوچکم، ضعیفم، ناچیزم، پرکاهی در مقابل طوفانها هستم به من دیده ای عبرت بین ده تا ناچیزی خود را ببینم و عظمت و جلال ترا براستی بفهمم و بدرستی تسبیح کنم.
خدایا خوش دارم گمنام و تنها باشم تا در غوغای کشمکشهای پوچ مدفون نشوم.
خدایا دردمندم، روحم از شدت درد می سوزد، قلبم می خروشد، احساسم شعله می زند، تو مرا در بستر مرگ آسایش بخش. خسته شده ام، دلشکسته ام، ناامیدم، با همه وداع می کنم.
می خواهم با خدای خود تنها باشم خدایا بسوی تو می آیم از عالم و عالمیان می گریزم تو مرا در جوار رحمت خود جای ده.
پس از ستایش خداوند سبحان و درود بر رسول اکرم و ائمه اطهار بالاخص حضرت مهدی(عج) و نائب برحقش امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران و ملت شهیدپرور ایران و با سلام بر پدر و مادرم و خواهر و برادرانم و تمامی دوستان و آشنایان. 
من احمد زراعت فرزند محمد بر اساس رسالت و مسئولیتی که حس نمودم که در راه الله کشته و مجروح است در جبهه جنوب کشور آمده و به جنگ علیه ضدخدا پرداختم. من گام نهادن در این مسیر خدایی را یک فریضه می دانم و در این راه اگر دشمن را شکست دهیم پیروزیم و اگر به ظاهر شکست بخوریم و کشته شویم پیروزیم
به هرحال این مایه شکر پروردگار و افتخار برای من و شماست که در این راه به درجه شهادت می رسیم. به جایی می رویم که ملکوتش نامند. آنجا را بهشتش نامند. زندگی ذلت بار را هیچوقت قبول نتوانم کرد. مرگ سرخ و شهادت را بر آن ترجیح می دهم. 
همانطور که قلبم آگاه است و به آرزوی خود خواهم رسید، هیهات که 15 سال از عمرم گذشت و هنوز اندرخم یک کوچه ام، زیرا که از نعمتهایی که پروردگار به من داده سپاسگزاری نکرده ام و شرمنده ام.
مادرم کوه باش چون کوه استقامت کن لحظه ای از یاد خدا غافل مباش و در این راه بکوش که هر چه بکوشی باز کم است. قامتت را بلند گیر و ندای الله اکبر خمینی رهبر، سر ده و فریاد شهیدان راه خدا را به مردم برسان که همانا پیروی کردن از خدا و قران و خمینی است.
پدر و مادر خواهر و برادرانم امکان دارد اتفاقی واقع شود که جنازه من به دست شما نرسد. بیاد شهدای کربلا بیفتید و ناراحتی به خود راه ندهید.



گام نهادن در مسیر شهادت را یک فریضه می دانمگام نهادن در مسیر شهادت را یک فریضه می دانم

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده