خاطراتی پیرامون شهید «علي‌اكبر محمدحسيني»؛
اکبر دست زير اسلحه اش زد و گفت: « مگر نمي بيني؟ آب مي خورد؟!» اجازه نداد به سويش شليک کنند. بعد هم سفارش کرد:« شما مثل امام حسين (ع) باشيد، نه مانند دشمنان امام حسين (ع).»
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «علي‌اكبر محمدحسيني» سال 1337 در كرمان متولد شد. وی با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران، به سومار و جبهه‌هاي جنوب رفت و در عمليات‌هاي ثامن‌الائمه و طريق‌القدس شركت كرد. سرانجام علی اکبر محمدحسینی در تاريخ دوازدهم آذر ماه 1360، در زير پل سابله (پل ارتباطی سوسنگرد به بستان) به شهادت رسيد.

مثل امام حسين (ع) باشيد!
خاطراتی پیرامون شهید «علي‌اكبر محمدحسيني» را مرور می کنیم:

***روز چهارم عمليات طريق القدس ماموريت يافتيم به طرف پل سابله حرکت کنيم . صبح زود راه افتاديم . به پل که رسيديم ، اوضاع نگران کننده بود. اکبر جلو رفت. ساعت 30/11 برگشت و گفت : « تانک هاي عراقي آرايش مي گيرند، به گمانم قصد دارند پل را بگيرند .»
بچه ها را جمع کرد و در حالي که اشک به چشم‌هايش آمده بود، کمي از حماسه‌ي عاشورا و مقاومت ياران امام حسين‌(‌ع‌) در مقابل لشکر يزيد حرف زد و نهايتاً گفت: « نبايد اجازه بدهيد پل را بگيرند . اگر از پل عبورکنند، بستان سقوط مي کند. سوسنگرد سقوط مي کند و شش هزار نيرو به خطر مي‌افتند.»     
بچه ها آماده‌ي مقابله شدند. تعداد مان کم بود. خسته هم بوديم. اکبر آخرين توصيه ها را کرد و بعد هم دستور داد : «‌اگرمن تيرخوردم يا شهيد شدم ، حق نداريد به ديگران اطلاع بدهيد. نبايد در چنين شرايطي روحيه‌ي بچه ها تضعيف شود.»     
راوی:  اکبر رشيدي 

***با تانک هاي عراقي درگير بوديم. يکي از تانک ها آتش گرفت. سرباز عراقي سرآسيمه خودش را از تانک شعله ور بيرون انداخت. کاملا گيـج بود. کمي به راست و چپ رفت. ناگهان ايستاد و قمقه ي آب را به سمت دهانش برد. يکي از بچه ها او را نشانه رفت. اکبر دست زير اسلحه اش زد و گفت: « مگر نمي بيني؟ آب مي خورد؟!» اجازه نداد به سويش شليک کنند. بعد هم سفارش کرد:« شما مثل امام حسين (ع) باشيد، نه مانند دشمنان امام حسين (ع).»
راوی: رضا محمدي

منبع: کتاب «حماسه سابله»
پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده