خاطراتی پیرامون شهید «ماشاءالله رشیدی»؛
برای شکستن محاصره از سوی عدّه ای از رزمندگان طرح های شتابزده و تاکتیک های عجولانه ای ارائه شد. اما آن روز، ماشاءالله به کمک چند نفر دیگر، زیر آتش شدید دشمن توانستند راه مناسبی برای شکستن حلقه ی محاصره پیدا کنند و همگی به سلامت عقب آمدند.
به گزارش نوید شاهد کرمان، سردار شهید «ماشاالله رشیدی» در سال ۱۳۴۴ در بخش طغرالجرد به دنیا آمد، پس از پیروزی انقلاب با توجه به سن کمی که داشت به دنبال فرمان امام مبنی بر تشکیل جهاد سازندگی با این نهاد همکاری داشت و در اوایل سال 1360 رهسپار جبهه جنگ شد.
در عملیاتهای متعددی شرکت کرد و به عنوان فرمانده گردان ۴۱۱ سیدالشهدا (ع) شهرستان زرند از لشکر ۴۱ ثارالله در عملیات کربلا ی5 در جبهه حق علیه باطل جنگید و در 7 بهمن ماه سال ۱۳۶۵ درحالیکه گردان را درعملیات کربلای ۵ در نبرد با تانکهای دشمن رهبری میکرد، بر اثر اصابت گلوله مستقیم تانک به شهادت رسید.

تاکتیک عجولانه

در ادامه خاطراتی پیرامون شهید «ماشاالله رشیدی» را مرور می کنیم:

***ساعت 8 صبح خبر رسید که عراقی ها قصد تصرّف مهران را دارند. با عجله سلاحها را برداشتیم و حرکت کردیم. وقتی به منطقه رسیدیم، چشمم به یک دستگاه پی.ام.پی افتاد که مقابل تعداد زیادی از تانک های دشمن ایستاده بود. پی.ام.پی با سرعت از نقط های به نقطهی دیگر می رفت و شلیک می کرد. تانکهای عراقی به تصوّر اینکه با تعداد زیادی تانک پشت خاکریز روبه رو هستند، متوقّف شدند. وقتی اوضاع کمی آرامتر شد، پی.ام.پی ایستاد و ماشاءالله راضی و خندان از آن بیرون آمد.
راوی: غلامرضا محسن بیگی

***در ادامه ی عملیات خیبر کار سخت شد. عراقیها فشار آوردند و چون موضع دفاعی مناسبی نداشتیم، قرار شد کمی عقب بیاییم و در مواضعی که احداث شده بود، مستقر شویم. در چنین اوضاع و احوالی، دشمن ماشاءالله و عدّه ای از همرزمانش را محاصره کرد. برای شکستن محاصره از سوی عدّه ای از رزمندگان طرح های شتابزده و تاکتیک های عجولانه ای ارائه شد. بعضی دست و پایشان را گُم کردند و گروهی دیگر برای نجات از این وضع، ایده های غیرقابل اجرایی داشتند.

در این میان، ماشاءالله با خونسردی و توکّل گفت: «به یاد خدا باشید. از فرمانده تون حضرت مهدی علیه السّلام کمک بخواهید. به ائمه علیهم السّلام توسّل کنید. » بعد از این سخنان، بچّه ها آرامش پیدا کردند. آن روز، ماشاءالله به کمک چند نفر دیگر، زیر آتش شدید دشمن توانستند راه مناسبی برای شکستن حلقه ی محاصره پیدا کنند و همگی به سلامت عقب آمدند.
راوی: حسن عبدلی

منبع: کتاب «مثل حسین مثل عباس»

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده