«سید ابراهیم یزدی» در گفتگو با نوید شاهد؛
«سید ابراهیم یزدی» مسئول واحد تبلیغات لشکر ثارالله در دوران دفاع مقدس می گوید: کمترین مزد جهاد حاج قاسم شهادت بود، با رفتن سردار درواقع همه رزمنده ها و خانواده شهدا یتیم شده اند و بعدها می فهمیم چه نعمت و دستاوردی را از دست داده ایم.
به گزارش نوید شاهد کرمان، «سید ابراهیم یزدی» در 28 فروردین 59 وارد سپاه پاسداران کرمان شد و در بخش روابط عمومی سپاه به عنوان مسئول سمعی و بصری مشغول به کار شد. همزمان به عنوان رزمنده در غائله کردستان و طبس حضور پیدا کرد. پس از تشکیل تیپ ثارالله مدت کوتاهی پس از شهید «ناصر فولادی» تا سال 69 جانشین و سپس مسئول تبلیغات ثارالله شد.

وی از سال 1376 به عنوان مسئول روابط عمومی نخستین کنگره شهدای کرمان منصوب و همزمان سردبیر هفته نامه ثارالله را به مدت 17 سال بر عهده داشت. سال 1381 اولین مسئول فرهنگی لشکر ثارالله در زمان فرماندهی سردار رئوفی را بر عهده گرفت و در سال 1389 از سپاه با درجه سرتیپ دومی بازنشسته شد. وی در سالهای 90 و 92 دو دوره رئیس خانه مطبوعات کرمان بود و در سال 91 با حکم فرمانده سپاه مسئول بسیج رسانه استان کرمان شد. 

سید ابراهیم یزدی از دوران دفاع مقدس تا زمان شهادت حاج قاسم از نزدیکان شهید سلیمانی بود و رابطه نزدیک و صمیمی با ایشان داشت. به همین مناسبت با وی گفتگویی انجام دادیم که آن را به خوانندگان نوید شاهد تقدیم می کنیم:

شهادت کمتری مزد مجاهدت های حاج قاسم/ با رفتن سردار رزمنده ها و خانواده شهدا یتیم شدند
نوید شاهد کرمان: از روزهای نخست جنگ تحمیلی و حضور رزمندگان لشکر ثارالله در جبهه برایمان بگویید؟
اولین عملیاتی که بچه های کرمان به صورت فرمانده محور و تشکیلاتی انجام دادند به فرماندهی حاج قاسم و در فتح بستان بود. در ماههای نخست جنگ چیزی به نام یگان رزم نبود و رزمندگان کرمانی در 3 نقطه حمیدیه، سوسنگرد و کرخه جنوب به صورت خودجوش حضور پیدا کردند و البته برخی هم به آبادان و تعدادی هم به اروند رفتند.

نوید شاهد کرمان: نخستین بار در کجا و چگونه با سردار سلیمانی آشنا شدید؟
 برای اولین بار در منطقه کرخه و در جمع بچه های کرمان به همراه ذکا اسدی، عسکری، حجت الاسلام غیاثی و آتش افروز و برادران رزم حسینی و تعدادی دیگر با سردار سلیمانی آشنا شدم.
وقتی موضوع و طرحی بین رزمندگان بیان می شد پس از اجماع، صحبت های حاج قاسم ختم کلام بود. وقتی حاج قاسم می گفت این کار بهتر است، برای همه ما پذیرفته بود، این ختم کلام به دلیل منصب و عنوان نبود. آن زمان افراد حاضر در جبهه اعم از بسیجی، سپاه و سرباز کنار هم حضور داشتند و از همان روز اول حرف حاجی برای ما حجت شده بود. 
همان طور که گفتم اولین عملیاتی که بچه های کرمان به صورت فرمانده محور و تشکیلاتی انجام دادند به فرماندهی حاج قاسم در فتح بستان بود. در تاریخ دفاع مقدس این عملیات بی نظیر باعث شد بین جبهه شمالی و جنوبی دشمن کاملاً فاصله افتاده و حرکت دشمن مختل شود.

نوید شاهد کرمان: درباره ویژگی های شهید سلیمانی توضیح دهید؟
ایشان دو ویژگی شاخص داشتند. در مبحث ولایت فقیه، ایشان مطیع مطلق فقیه بودند و به معنای واقعی کلمه به ولایت مطلقه فقیه اعتقاد داشتند.
ویژگی دوم ایشان ارادتشان به ائمه اطهار بود. در محافل، مجالس و در عملیات ها به ائمه اطهار توسل می جست. حاج قاسم می گفت هر جا با مشکلی مواجه شدید، حواستان باشد که با توسل به ائمه اطهار مسیرتان هموار می شود. در عملیات بدر و خیبر این اتفاق افتاد. به خصوص در اروندی که وحشی ترین رودخانه است. هنگامی که بچه های غواص می خواستند وارد اروند شوند، حاج قاسم گفت وارد آب که شدید، آب را به پهلوی شکسته حضرت زهرا (س) قسم بدهید. شاید باورتان نشود همین توسل معجزه کرد.
آبی که در حال طغیان بود برای رزمندگان آرامش ایجاد کرد و بچه ها توانستند به سلامت از اروند عبور کنند. به شهادت دوستان در والفجر 8 خون از دماغ غواص های ما در اروند نیامد.
سردار سلیمانی همچنین احترام خاصی هم به روحانیت داشت. این احترام برای حاج قاسم برای روحانیت متعهدی که دلسوز نظام و در خدمت مردم باشد از جایگاه ویژه ای برخوردار بود. یکی از وظایف ما در معاونت تبلیغات اعزام روحانی برای جبهه ها بود و حاج قاسم به من توصیه می کرد حواست باشد که در حضور روحانیون صدایت را بلند نکنی. 
نکته دیگر اینکه تیپ ثارالله تنها یگانی بود که در دوران دفاع مقدس تریبون و بلندگو برای همه گرایش های سیاسی مختلف آزاد بود. یادم است که برای روحانیونی که با تأخیر می آمدند گاها تا 2 ساعت منتظر می ماند.

نوید شاهد کرمان: سردار سلیمانی جزو فرماندهانی بود که همیشه در خط مقدم حضور داشت، خاطراتی از این حضورها دارید بفرمایید؟
در خط مقدم در زمان عملیات، خاکریز و جان پناه مناسبی وجود نداشت. هنگامی که پشت بیسیم اعلام می کردند که حبیب (حاج قاسم) با شما کار دارد، نزد وی میرفتیم. ایشان در خط مقدم نبرد، محلی که سنگر و خاکریزی وجود نداشت نشسته و منتظر ما بود. او فرمانده ای نبود که در اتاق و سنگر فرماندهی بنشیند و آنجا جلسه بگیرد. شخصاً پیگیرمسائل تدارکات و پشتیبانی بود و ما موظف بودیم بهترین ها را در خط بیاوریم.
در عملیات کربلای 5، دشمن به مدت 12 روز و به وسیله 1500 توپخانه مواضع ما را گلوله باران می کرد. این حجم از آتش به قدری بود که انگار زمین شخم خورده است. شهید سلیمانی در بیشتر عملیات در معرض شهادت و آسیب بود.
در عملیات والفجر 8 که دشمن بمباران شیمیایی کرد، حاج قاسم خودش را به درون یک آبگیر انداخت که در حقیقت لجنزار بود. وقتی با قایق آمد این طرف بادگیرش را همانجا درآورده بود. به من گفت برو از داخل لباسم چند تا کالک عملیاتی بردار و بیاور.
لباسش بوی لجن گرفته بود به طوری که نمی توانستم نزدیکش بشوم و این نشان از روحیه شجاعانه سردار بود. حاج قاسم در عملیات طریق القدس به واسطه چند ترکش زخمی شد و به پست امداد هم نرسید، بنابراین از هوش رفت و بعد به اهواز و مشهد اعزام شد.

نوید شاهد کرمان: شهادت سردار سلیمانی چه تاثیری بر روی جامعه و به خصوص خانواده شهدا دارد؟
ما هنوز نمی توانیم عمق فاجعه شهادت سردار سلیمانی را درک کنیم و دلهای همه ما، رزمندگان، جانبازان و خانواده شهدا با سردار گره خورده بود.
فرزندان، پدران و مادران شهدا سالها با صدای گرم سردار آرام می شدند. مادر شهید علی شفیعی 35 سال پس از شهادت تک فرزند خود می گفت منتظرم تا قاسم بیاید و با همین لحن حاجی را صدا می زد.
با رفتن سردار در واقع همه رزمنده ها و خانواده شهدا یتیم شده اند. به نظرم بعدها می فهمیم چه نعمت و دستاوردی را از دست داده ایم. هرچه درباره رمز جاودانگی حاج قاسم بگوییم بازهم کم است.

نوید شاهد کرمان: پس از جنگ سردار سلیمانی در بحث امنیت جنوبشرق حضور داشتند. در این باره توضیحاتی ارائه دهید؟
در زمانی که امنیت جنوب شرق را به لشکر ثارالله و سردار سلیمانی سپرده شد، من در قسمت بازرسی لشکر بودم. یادم می آید که اشرار در اکثر جاده های جنوب شرق کمین می زدند و امنیت وجود نداشت. کسی جرات نمی کرد از شهر بم به سمت زاهدان برود. اشرار مردم را اذیت می کردند و در مرز پاکستان و افغانستان هم هیچ امنیتی وجود نداشت. قاچاقچیان از یک طرف و اشرار از طرف دیگر مردم را اذیت می کردند. حاج قاسم همانند دوران دفاع مقدس در این جبهه هم حضوری مؤثر داشت. سردار در اینجا هم در این فکر بود که نیروها آسیب نبینند.

نوید شاهد کرمان: شجاعت حاج قاسم زبانزد خاص و عام بود، این را چگونه ارزیابی می کنید؟
کلمه شجاعت به راستی زیبنده ایشان است. همانند چفیه ای که افتخار این را دارد که بر روی گردن رهبری است، کلمه شجاعت نیز ارزشش این است که به حاج قاسم وصل باشد. سردار در مراسم، مجالس سوگواری و مناسبتی خیلی ساده می آمد و بدون اینکه افراد متوجه شوند در مجلس می نشست. در آخر جلسه چند دقیقه ای احوال همه را می پرسید و می رفت. 
حاج قاسم از همان اول انقلاب، 40 سال به دنبال شهادت می گشت. چه در کردستان و در دفاع مقدس، چه در جنوب شرق و چه در لبنان و فلسطین و عراق.
کمترین مزد جهاد حاج قاسم شهادت بود. شهادت ایشان در تحکیم انقلاب و پیوند قلوب مردم بسیار تأثیرگذار بود. درزمانی که رهبری نام ایام الله را بر روز شهادت ایشان گذاشتند نشان از برکت این شخصیت است.
در دیدار دست اندرکاران کنگره شهدای استان کرمان با رهبری، حاج قاسم از جای خود بلند شدند. آقا فرمودند بنشینید و گزارش بدهید؛ اما ایشان اصرار داشتند که می خواهد ایستاده گزارش بدهد. کارهای کنگره را که در کشور بی نظیر است را ارائه کردند.
وقتی آقا شروع به صحبت کردند، گفتند "خود شما هم که سلیمانی هستید شهید زنده هستید".

نوید شاهد کرمان: از شهادت حاج قاسم برای ما بگویید، زمانی که خبر شهادت ایشان را شنیدید چه حسی داشتید؟
روز شهادت حاج قاسم، در مراسم دعای ندبه بودیم، نماز صبح اقامه شد و در حال فراهم کردن فضای مراسم دعای ندبه بودیم که پیام آمد سردار در عراق به شهادت رسیدند. هر فردی که وارد حسینیه می شد و خبر را می شنید بهت زده بود. دعای ندبه را با اشک و گریه خواندیم. انشاءالله بتوانیم راه سردار را در پشت سر ولایت ادامه دهیم.

انتهای پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده