هر کدام از اقوام به اندازه وسع خودش هديه اي آورده بود. يک بسته زيبا چشم ها را خيره کرده بود. آن را باز کردند؛ يک دوره نوار کاست، از درس اخلاق استاد آيت الله مشکيني بود؛ که داماد به عروس خانم هدیه داده بود.... آنچه خواندید خاطره ای است که همسر شهید غلامحسین پور نقل کرده است ، نوید شاهد شما را به خواندن متن کامل این خاطره دعوت می کند.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید "امان الله غلامحسین پور" دهم شهريور 1333، در شهرستان بردسير متولد شد. وی تا پايان مقطع ‌كارداني در رشته زبان انگليسي تحصيل كرد و در سال 1361، ازدواج نمود. معلم بود، به عنوان بسيجي در جبهه حضور يافت. سرانجام در يازدهم تير 1365، در مهران بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد.

هدیه عجیب داماد به عروس خانم!

در ادامه مروری داریم بر خاطرات معلم شهید "امان الله غلامحسین پور" از زبان همسر شهید:

***عامل اصلي پخش کتاب و نوارهاي سخنراني حضرت امام، و از هدايت گران اصلي تحرکات مردم در منطقه-ي جيرفت و عنبر آباد بود. يک روز که اعلاميه جابه جا مي کرد، ساواکي ها در بين راه عنبر آباد- جيرفت دست گيرش کردند. دست آخر با تحصن همکارانش در آموزش و پرورش آزاد شد.

***از هر فرصتي براي نزديک کردن بچه ها به قرآن و انقلاب، استفاده مي کرد. قبل از انقلاب، زماني که معلم مدرسه ي راهنمايي عنبر آباد بود، در برنامه ي امتحاني گنجانده بود هر کس آيت الکرسي را حفظ کند، پانزده نمره به جمع نمراتش اضافه مي شود.

***زندگي مشترکش را که شروع کرد، مي گفت: اگر زندگي مي خواهيم، بايد اولش تقوا باشه. اگر اجتماع مي خواهيم، بايد اولش تقوا باشه، و همه چيز رو فقط براي خدا بخواهيم.

اولين بار بود که مي ديدمش. بچه هاي مدرسه ، دور جواني رشيد، با قد بلند و چهره ي نوراني حلقه زده بودند و از خوش حالي فرياد مي زدند: بياييد، آقاي غلامحسين پور به مدرسه آمده.

***روز سوم عروسي بود. هر کدام از اقوام به اندازه ي وسع خودش هديه اي آورده بود. يک بسته ي زيبا چشم-ها را خيره کرده بود. آن را باز کردند؛ يک دوره نوار کاست، از درس اخلاق استاد آيت الله مشکيني؛ که هديه ي داماد بود به عروس خانم.

***اوايل انقلاب، تعدادي از کالاهاي مورد نياز را با قرعه کشي بين مردم توزيع مي کردند. امان الله متوجه شده بود مسئول يکي از تعاوني ها، ماشين لباسشويي را بدون قرعه کشي به دامادش داده است. مسئله را که پي گيري کرد، در جوابش گفته بودند: اشتباه شده. گفته بود: اگر چند رقم از يک چک رو اشتباه بنويسيد، حتما اصلاحش مي کنيد؛ اين جا هم بايد همين کار رو بکنيد، و گرنه موضوع رو تا رسيدن به نتيجه، پي گيري مي کنم. تلاش هايش نتيجه داد و قرعه کشي مجددا انجام شد.

راوی: شفيعي، همسر شهيد

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده