در سالهای اول انقلاب، منافقین جوی درست کرده بودند در هر شرایطی به پاسدارها حمله می کردند، اما شهید "نصرالله شیخ بهایی" با لباس سپاه در کوچه و خیابان می رفت و می گفت: «روحانی با لباس روحانی اش و پاسدار هم با لباس سپاهی اش باید در جامعه حضور داشته باشد.»
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید "نصرالله شیخ بهایی" در سال 1336 در خانواده‌ای مذهبی به دنیا آمد. وی پس از انقلاب در تظاهرات ضد رژیم شرکت می‌کرد، با شروع جنگ تحمیلی چندین مرحله به ماموریت رفت و در عملیات بیت‌المقدس به عنوان فرماندۀ گردان انجام وظیفه کرد. وی در عملیات رمضان مجروح گردید و در عملیات خیبر و در جزیرۀ مجنون شیمیایی شد و سرانجام در عملیات کربلای 5 در حین بازگشت بر اثر بمباران هوایی مجروح گردید و به حالت کما رفت و چندی بعد به فیض شهادت نایل آمد.

افتخار به پوشیدن لباس سپاه

در ادامه به مرور خاطراتی از شهید «نصرالله شیخ بهایی» می پردازیم:

***در سالهای اوّلِ بعد از انقلاب، منافقین جوّی درست کرده بودند که با لباس سپاهی بیرون از سپاه ماندن، ممکن بود خطرساز باشد. آن ها به پاسدارها در هر شرایطی حمله می کردند، اما او با لباس سپاه توی کوچه و خیابان می رفت و می گفت: «روحانی با لباس روحانی اش و پاسدار هم با لباس سپاهی اش باید در جامعه حضور داشته باشد.»

***هر کس او را به صفتی میشناخت. یکی می گفت: «همونی که اذان میگه.» دیگری می گفت: «همونی که امر به معروف و نهی از منکر میکنه.» یکی هم می گفت: «همونی که نوحه میخونه.

*** در کارهایش خیلی نظم داشت. وقتی می خواست برود نمازجمعه، لباسهایش را اتو می کرد، کفشهایش را واکس میزد و حتی کفشهای مرا هم آماده می کرد. عطر هم میزد و می گفت: « همیشه باید برای نماز تمیز و منظم بود.»

برگرفته از کتاب: معجزه

پایان پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده