شب عروسي‌اش، لباس سبز سپاه را به تن كرد و با هيبتي خاص در مراسم حاضر شد. آن شب بر خلاف رسم روستايمان، در مراسم عروسي دعاي كميل خوانده شد. سراپاي مجلس، ذكر بود و دعا و صلوات.
به گزارش نوید شاهد از کرمان، شهید «علی ژاله» در سال 1341 در یکی از روستاهای رابر پا به عرصه وجود گذاشت. با شروع جنگ تحمیلی عازم جبهه های نبرد حق علیه باطل گردید و در سال 1365 فرماندهی گردان ضدزره لشکر پیروز ثارالله را برعهده گرفت تا اینکه سر انجام در عملیات کربلای پنج به فیض شهادت نائل آمد.

پیرامون شهید «علی ژاله»/مجلس عروسی ذکر بود و صلوات !
خاطراتی از شهید «علی ژاله» را مرور می کنیم:
***به او مي‌گفت: اگر در مدرسه سوره‌اي از قرآن حفظ كني، مبلغي پول به تو هديه خواهم داد.
از طرف ديگر با معلمش صحبت مي كرد و مي‌گفت: اگر آمد كمكش كن.
شيوه‌ي كمكش به فرزندان يتيم اينگونه بود. نه تنها نمي‌خواست او بفهمد كه به خاطر يتيمي‌اش به او كمك مي‌كند، بلكه دوست نداشت او خرد شود.
حفظ قرآن مساوي بود با هديه‌ي پول حاج علي.  
راوی: محمدرضا آقاملايي، دوست و همرزم شهيد

***وقتي درخواستمان را شنيد، بسيار ناراحت شد. هر چند ما منظوري نداشتيم، اما او رو ترش كرد و گفت: « من كار خلاف شرع انجام نمي‌دهم، امام  فرموده‌ ريش تراشي حرام است.»
راوی: محمدرضا آقاملايي، دوست و همرزم شهيد

***شب عروسي‌اش، لباس سبز  سپاه را به تن كرد و با هيبتي خاص در مراسم حاضر شد.
آن شب بر خلاف رسم روستايمان، در مراسم عروسي دعاي كميل خوانده شد.
سراپاي مجلس، ذكر بود و دعا و صلوات.  
راوی:  علي  افضلي، دوست و همرزم شهيد

منبع: کتاب «یک بیابان تانک»

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده