خاطراتی از شهید «محمد طایی»:
شهید «محمد طایی» خطاب به مادرش گفت: چقدر از زندگي نااميد شده ام و نمي دانم چه کار کنم. خواسته هاي تو هم مرا به آتش جهنم مي خواند. اين‌ها را از خودم نمي‌گويم، از قرآن مي گويم.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «محمد طایی» در سال 1333 در کرمان به دنیا آمد. وی پس از اتمام سربازی در 15 مهرماه 1356 راهی کانادا و در کانادا مشغول فراگیری زبان شد.در 22 بهمن 57 وارد ایران شد به کرمان مراجعت نمود. پس از ورود به کرمان وارد سپاه پاسداران و در قسمت روابط عمومی مشغول به کار شد. سرانجام در 13 آذر 1359 در مهاباد به شهادت رسید.

خواسته هاي تو مرا به آتش جهنم مي خواند
در ادامه به مرور خاطراتی از شهید «محمد طایی» می پردازیم:
***وقتي ساواک پدر محمد را احضار کرد و به او اخطار داد، مادرش از غصه بيمار شد .محمد در نامه اي به مادر نوشت: «تو بين بندگان خدا فرق گذاشتي.
از اينکه مسلمانان در کشورهاي مختلف و يا در کشور خودت و در همسايگي تو به مقابله با دشمن برخاستند و شهيد شدند، اصلاً ناراحت نشدي، ولي به خاطر اينکه به تو گفتند ممکن است ديگر بچه ات را نبيني، از غصه مريض شدي، ولي هرگز غم و درد آن مادراني را که فرزندان‌شان سال‌ها در زندان‌ها ماندند تا پوسيدند و يا فرزندان‌شان کشته شدند،حس نکردي.
 چقدر از زندگي نااميد شده ام و نمي دانم چه کار کنم. خواسته هاي تو هم مرا به آتش جهنم مي خواند. اين‌ها را از خودم نمي‌گويم. از قرآن مي گويم. 

*** محمد در نامه‌اي خطاب به يكي از بستگان با ذكر آيه‌ي 23 سوره‌ي توبه و ترجمه‌ي فارسي آن نوشت:« کافر که شاخ و دم ندارد. هر کسي که حقايق را نفي کند و آيات خدا را بر وفق مراد خودش تفسير کند و يا آيه اي از قرآن را قبول نداشته باشد و آن را از ديگران بپوشد و همچنين، کسي که ديگران را از راه خدا برگرداند و نگذارد مردم راه خدا را بپيمايند و آن کساني که به روز نبرد با دشمن به خانه هاي خود پناه برند و آنان که خودشان را براي مبارزه با دشمن آماده  نکنند و آنها که تا آنجا مسلمان هستند که ضرري به جان و مالشان نرسد، کافر هستند. از خدا بترسيد و تا دير نشده، به درگاه او توبه کنيد که عذاب خدا سخت است بر کافران.
منبع: کتاب افطار سرخ

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده