برشی از کتاب «بگو به جان امام»؛
علی با اسلحه‌ای که هم قد خودش بود، در برف هم نگهبانی می‌داد. این هنر علی بود که توانست در چنین شرایطی حضور فعال داشته باشد ولی برای ضد انقلاب کشتن نوجوانی مانند علی، هنر نبود.
به گزارش نوید شاهد کرمان، شهید «علی ایرانمنش» سال 1344 در شهر کرمان متولد شد. پس از پیروزی انقلاب و آغاز ناآرامی‌ها در غرب کشور، در حالی که هنوز کلاس دوم راهنمایی بود، درس و مدرسه را رها کرد و به آن منطقه رفت. علی روز جمعه 26 دیماه سال 1359  در درگیری با گروهک‌های ضد انقلاب در  پیرانشهر پس از اسارت و شکنجه‌های فراوان، به شهادت رسید.

برای ضد انقلاب کشتن نوجوانی مانند علی، هنر نبود

خاطراتی از این شهید نوجوان را با هم مرور می کنیم:
آذر ماه سال 59 که می‌خواستیم از کرمان به غرب کشور اعزام شویم؛ مادر من خیلی نگران بود و به سختی می‌پذیرفت که من به این ماموریت بروم. پس از آموزش نظامی، با علی ایرانمنش به درب منزل ما رفتیم که من ساک خودم را بردارم و با خانواده خداحافظی کنم. پدرم علی را که دید، رفت و مادرم را دم درب آورد و برای تسلای دل مادرم، با نشان دادن علی، گفت: ببین این بچّه هم داره اعزام می‌شه تا به جبهه بره.

 مادرم که با دیدن علی با آن سنّ کم و جثه‌ی کوچک، متعجب شده و تحت تاثیر قرار گرفته بود، سر علی را بوسید و به رفتن من رضایت داد.  
 در اولین اعزام به غرب کشور و پیرانشهر در سال 59؛ برای اولین بار برف را با چشم‌های خودمان دیدیم. ما بچّه‌های منطقه‎ی کویری و گرم و خشک کرمان بودیم که دیدن برف برایمان جالب بود. 

علی با این شرایط، بسیار خوب کنار آمد و با اسلحه‌ای که هم قد خودش بود، در برف هم نگهبانی می‌داد. این هنر علی بود که توانست در چنین شرایطی حضور فعال داشته باشد ولی برای ضد انقلاب کشتن نوجوانی مانند علی، هنر نبود.

هر چند ضد انقلاب پاسخ این فداکاری علی را که برای خدمت به منطقه آمده بود، به بدترین شکل ممکن داد، اما من هرگاه به علی و نحوه‌ی شهادت او فکر می‌کنم، با خودم می‌گویم چطور دلشان آمد این نوجوان را شکنجه کنند و به شهادت برسانند؟
راوی: رسول دادبین

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده