مادر معلم شهید "طاهره اشرف گنجویی" می گوید: «وقتی طاهره علت غایب بودن شاگردانش را فهمید، روز بعد با دستانی پر از مداد و دفتر و کتاب به روستا برگشت و ساعتی بعد کلاس طاهره پر شد از شاگردانی که برق خوشحالی و امیدواری در چشمانشان می درخشید. آری! طاهره یک دنیا عشق و ایثار بود.»
به گزارش نوید شاهد کرمان، معلم شهیده "طاهره اشرف گنجوئي" يكم بهمن 1348، در روستا‌ي سرآسياب‌ فرسنگي از توابع ‌شهرستان‌ كرمان چشم به جهان گشود. وی تا پايان  مقطع كارداني در دانشگاه تربيت معلم درس خواند. معلم بود، سرانجام در ششم آذر 1371، در كهنوج كرمان بر اثر اصابت گلوله به سر توسط اشرار به شهادت رسيد.

طاهره یک دنیا عشق و ایثار بود

در ادامه خاطراتی از معلم شهید "طاهره اشرف گنجوئي" را مرور می کنیم:

***نیمه شب بود، از خواب بیدار شدم، متوجه شدم که طاهره نیست، همه جای خانه را گشتم، اما هیچ اثری از او نبود نگران شدم. چادرم را پوشیدم و به حیاط رفتم، قبل از اینکه در خانه را باز کنم و به کوچه بروم، دیدم که طاهره وارد خانه شد. در را بست و سلام کرد.
گفتم: «طاهره این وقت شب تک و تنها کجا رفته بودی که با لحنی بی ریا گفت: نرگس خانم همسایه مان را می گویم خودتان می دانید که مریض شده، رفته بودم تا سرمش را وصل کنم. به طرف اتاق به راه افتاد. ایستادم و نگاهش کردم، در دل گفتم: «خدایا شکرت که این چنین فرزندی به من عطا کردی، خودت محافظش باش. خوب می دانستم که او با خدای خود عهد بسته تا از انجام دادن هیچ کاری برای دیگران دریغ نکند و همین تعهد طاهره بود که آن وقت که از خواب برخیزد و به کمک همسایه اش برود.

***اوایل مهرماه سال ۱۳۷۱، نخل های روستای بارگاه نوجان شاهد ورود طاهره به محیط محروم روستا بودند. اما با یک دنیا امید و به قصد خدمت با به آنجا گذاشته بود. روز اول مهرماه وقتی طاهره وارد کلاس شد، با نیمکت های خالی روبرو گشت. با خودش فکر کرد: «نکند بچه ها از من خوششان نیامده؟ نکند پدر و مادرشان با درس خواندن آنها مخالفند؟» یک روز گذشت، اما هیچ خبری از دانش آموزان کلاس نبود.
وقتی طاهره علت غایب بودن شاگردانش را فهمید، روز بعد با دستانی پر از مداد و دفتر و کتاب به روستا برگشت و ساعتی بعد کلاس طاهره پر شد از شاگردانی که برق خوشحالی و امیدواری در چشمانشان می درخشید. آری! طاهره یک دنیا عشق و ایثار بود. او نمی توانست ببیند که بچه های روستا به علت نداشتن کتاب و دفتر و امکانات تحصیل به مدرسه نمی آیند. او با پول خود، وسایل موردنیاز آنها را تهیه می کرد و برایشان می برد و بدون هیچ چشم داشتی به آنها کمک می کرد. طاهره معلم کلاسی بود سرشار از عشق و صفا و سادگی.

راوی: مادر شهیده

پایان پیام/
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده