حسين ارسلان

حسين در سال 1324 در شهر يزد قدم به عرصه گيتي نهاد، عشق به اهل بيت (ع) و انجام فرامين دين مبين اسلام را نزد پدر فرا گرفت، دو مرتبه به زيارت سيدالشهدا (ع) رفت و كام جانش را به زيارت مولاي عاشقان سيراب نمود در سال 1346 بعد از اتمام تحصيلات مقدماتي به عنوان سپاهي دانش در قريه «گليرد طالقان» به خدمت پرداخت و به مدت يك سال در جوار آيت الله طالقاني از وجود مبارك ايشان استفاده نمود.وي مدتي بعد در شهرستان رفسنجان به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به لحاظ سابقه آشنايي با آيات عظام مأمور پخش نوارهاي مذهبي گشت.انديشه هاي دروني او را به سرودن شعر واداشت تا اينكه بعد از پيروزي انقلاب با احساس رسالتي متعهدانه به تشكيل كانون اسلامي شعرا و ادباي اداره ارشاد اسلامي رفسنجان همت گماشت، و از اعضاي فعال و عضو هيأت مديره اين كانون گرديد، شوق شهادت و رسيدن به حقانيت پروردگار در وجودش موج مي زد، به گونه اي كه در اشعارش نمايان بود وي به همراه شهيد صفاري شاعر و همرزمش قدم به ميدان جهاد نهاد و در تاريخ 11/9/1364 وارد عرصه پيكار شد، حسين ارسلان در تاريخ 20/9/1364 در سن 40 سالگي با خون سرخ خويش هورالعظيم را متبرك ساخت.از وي چند شعر به نامهاي ضامن آهو، كعبه دل، هنگام رزم، ديوان خون، نماز عشق، كوي دوست، شور شباب، عرش آزادي، نسيم پگاه، فاتحان خيبر، دشت آرزو، گلدسه صبح، سرود باران، ساقي نامه و مناجاتنامه با تخلص رخشا باقي مانده است.
منبع: "سايت صبح"