شير علي سلطاني

شيرعلي در سال 1327 در محله كوشك قوام شيراز در خانوادهاي متدين چشم به جهان گشود، او تحصيلات كلاسيك خود را تا پايان سال ششم ابتدايي به پايان رساند، سپس وارد حوزه علميه شد، تا روح تشنهاش را در مكتب اسلام سيراب نمايد، با اوج گيري انقلاب اسلامي سلطاني در صف سربازان روحالله (ره) قرار گرفت و به مبارزه عليه رژيم پهلوي پرداخت، به طوريكه چندين مرتبه مأموران ساواك او را مورد بازجويي قرار دادند، وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي لباس سبز سپاه را برتن نمود و عازم جبهههاي حق عليه باطل شد، ذوق و قريحه شاعري او همراه با روح پرصلابتش شبهاي تاريك جبهه را زيباتر مينمود، او با صداي دلنشين خود اشعارش را در محافل مختلف مذهبي براي رزمندگان ميخواند سرانجام شيرمرد عرصههاي نبرد در روز دوم فروردين ماه سال 1361 در سن 34 سالگي در منطقه شوش به شهادت رسيد، پيكر بي سر او را در كتابخانه مسجد المهدي (عج) شيراز به خاك سپردند، از او دو مجموعه شعر با عنوان «ديوان حق و باطل» و «شهيد شمع تاريخ» به يادگار مانده است.(1) 1-نمونهاي از سروده شهيد: يك بند از ترجيع بند حق و باطل كيست مهدي بزم ايمان را سراج كيست مهدي سوق ايمان را سراج كيست مهدي درد دلها را طبيب كيست مهدي زخم جانها را علاج يوسف خورشيد رويي كز جمال دم به دم ميگيرد از خورشيد باج آن طبيبي كاو نگردد تا عيان درد گمراهي نمييابد علاج در كف او از شجاعت هست تيغ بر سر دار از علامت هست تاج حق درخشانست همچون آفتاب احتياجي نيست بهر احتياج
منبع: "سايت صبح"