کد خبر : ۲۸۳۲۸
۲۱:۴۴

۱۳۸۶/۰۱/۰۷

ماشاء الله صفاري




سال 1326 مردم شهرستان سيرجان دسته دسته براي عرض تبريك تولد فرزند خانواده صفاري به منزل آنها رفتند، پدر نام فرزند را ماشاالله نهاد و او در مكتب‌خانه‌اي كه مادرش معلم بود، قرآن و اصول دين اسلام را فرا گرفت.ماشاالله در اين زمان ديوان حافظ و ديوان صحبت لاري را آموخت. علاقه بي‌حد به آموزش باعث شد، قبل از ورود به دبستان بسياري از آيات قرآن و اشعار حافظ را حفظ نمايد و خود نيز گاهي اوقات شعر بگويد. صفاري اغلب شعرهاي خود را في‌البداهه مي‌نوشت و با اين اشعار كتابي را با نام سرقت نامه به رشته تحرير درآورد.او در سال 1354 با معرفي دو تن از شاعران كرماني به انجمن خواجوي كرماني راه يافت و در آنجا با قدرت بيان، بديهه سرايي و ژرف‌نگري خود را شاعري توانمند معرفي كرد.او در زمان اوج‌گيري انقلاب اسلامي با شهيد نصيري آشنا شد، و از همان زمان مبارزه با شاه را آغاز كرد اشعار ماشاالله در اين دوره سمبلي از اعتقادات قلبي و تلاشهاي پيگير و مداوم اوست. سرانجام اين شهيد بزرگوار تا اينكه روز بيستم آذرماه سال 1364 هورالعظيم صحنه عشق بازي او و عروج عاشقانه‌اش به سوي معبود گشت. مسافر 38 ساله و دلاور جبهه‌هاي جنوب به همراه شاعر و همرزمش «رخشا» به ديار نور شتافت و سراي جاودان را به ملك دنيا ترجيح داد. از او چند شعر با عنوانهاي ساقي كوثر، روح خدا، كوه محبت، دفتري از شعر ناب، در حصار عشق، شعله عشق، سخن دل، بوي بهشت، كوي غم، نديم‌مي‌فروش، روي شهيد به يادگار ماند.
روي شهيد گل گشته خجل ز عطر خوشبوي شهيد هرجا كه نظر كني بود روي شهيد
گر باز كني تو چشم جان مي‌بيني در پشت سر حسين اردوي شهيد

منبع: "سايت صبح"

گزارش خطا

ارسال نظر
تازه‌ها
طراحی و تولید: ایران سامانه