زندگینامه شهید - صفحه 5

آخرین اخبار:
زندگینامه شهید

عکس نوشت | زندگینامه شهید والامقام «مختار تاجیک»

شهیدمختار تاجیک در دوران دفاع مقدس به جبهه اعزام شد و در تاریخ ۲۶ اسفند ۱۳۶۳ در منطقۀ سوسنگرد بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید.
زندگی‌نامه شهید «مراد سالاری»

شهیدی از دل محرومیت؛ شجاعتی که ماندگار شد

شهید مراد سالاری، با زندگی در سختی و محرومیت رشد کرد و با صبر، اخلاص و فروتنی خود نمونه‌ای از شجاعت و ایثار شد. او که در راه دفاع از وطن و ارزش‌های مقدس اسلام جان خود را فدا کرد، در جبهه شهر عنبر به شهادت رسید و هنوز پیکر مطهرش مفقودالاثر می‌باشد.
زندگی‌نامه شهید «ساعد مهران‌پور»

لبیک به ندای رهبر انقلاب؛ راه یک رزمنده تا شهادت

شهید «ساعد مهرانپور»، جوانی مؤمن و فداکار از روستای محمدآباد، پس از تحمل سختی‌های زندگی و حضور مداوم در جبهه‌های نبرد، با قلبی سرشار از عشق به وطن و اسلام، در بیست‌ودوم تیرماه ۱۳۶۷ در منطقه فکه به شهادت رسید و نام او به یادگار در تاریخ مقاومت این دیار باقی ماند.
زندگی‌نامه شهید «سالم زارعی»

شهیدی از دیار ایمان و شجاعت

شهید سالم زاعی در خانواده‌ای مذهبی چشم به جهان گشود و از کودکی با نماز و عبادت انس داشت. او پس از سپری کردن دوران تحصیل و اشتغال به کشاورزی، راهی خدمت سربازی شد و سپس با شجاعت به جبهه‌های نبرد رفت و در تاریخ یکم آذر ماه ۱۳۶۲ در منطقه پنجوین به درجه رفیع شهادت رسید.
زندگی‌نامه شهید «غلام معمارزاده»

روایت شهیدی که شهادت را پیش از رفتن دیده بود

شهید «غلام معمارزاده»، نوجوانی برخاسته از خانواده‌ای مؤمن در بخش فین، مسیر زندگی خود را با عشق به قرآن و انقلاب رقم زد. او که از همان سال‌های نخست انقلاب حضوری فعال در تظاهرات و فعالیت‌های بسیج داشت، در نهایت راه ایمان و تعهدش او را به جبهه‌های جنوب رساند؛ جایی که در دهم اردیبهشت ۱۳۶۲ به آرزوی دیرینه خود رسید و به شهادت نائل شد.
زندگی‌نامه شهید «غلام ترکی‌زاده»

شهیدی که شیرینی زندگی را در دفاع مقدس یافت

سرباز شهید غلام ترکی‌زاده، متولد اول مهر ماه ۱۳۴۳ در خانواده‌ای کشاورز و زحمت‌کش در روستای جغین رودان، زندگی پرمشقتی را پشت سر گذاشت و با وجود سختی‌ها، در جوانی ازدواج کرد و سپس به خدمت سربازی اعزام شد. او که در طول ۱۹ ماه خدمت در جبهه‌های خوزستان و منطقه میمک، بارها مجروح شد، با ایمان راسخ، اخلاق نیکو و علاقه به مسائل دینی، سرانجام در ۲۶ آبان ۱۳۶۴ شربت شهادت را نوشید.
شهید حمزه کمانی؛

فرمانده دلاور از گردان روح‌الله که وصیت برادرش را در کانی‌مانگا به پایان رساند

شهید "حمزه کمانی"، دلاور روستای لکان و فرمانده دسته گردان روح‌الله از لشکر ۱۷ علی‌بن‌ابیطالب(ع)، که پس از شهادت برادرش حجت‌الله راه جهاد را ادامه داده بود، سرانجام در عملیات والفجر ۴ و در ارتفاعات کانی‌مانگا به شهادت رسید. او در وصیت‌نامه‌اش با اشاره به ندای «هل من ناصر ینصرنی» حسین زمان، مردم را به همراهی کاروان مقاومت و برادران را به ادامه مسیر شهدا فراخوانده بود.

از معدن لَکان تا نهر عَنبر؛ روایت مردی که پنجاه سالگی‌اش مانع جهاد نشد

شهید "غلامرضا فروتن"، جهادگر ۵۰ ساله خمینی، که از کودکی یتیمی و رنج را تجربه کرده و عمرش را میان خاک مزرعه، کار سخت معدن و عشق به انقلاب گذرانده بود، با آغاز جنگ تحمیلی آرام و قرار نداشت. با وجود سن بالا و مسئولیت سنگین خانواده، به ندای «هل من ناصر» امام حسین(ع) لبیک گفت و همچون حبیب‌بن‌مظاهر راهی جبهه‌های نبرد شد. او که شب‌ها را بی‌وقفه خاکریز می‌زد و روزها در گرمای جنوب بدون هیچ توقعی خدمت می‌کرد، سرانجام در ۱۹ آبان ۱۳۶۱ هنگام احداث خندق در منطقه نهرعنبر – موسیان، مظلومانه و تنها بر بالای بلدوزر به شهادت رسید؛ مردی که حتی پتو و آسایش خود را به دیگران می‌بخشید و نامش به‌حق «فروتن» بود.
شهید ابوالفضل چگینی؛

«معامله با خدا»؛ روایت نوجوانی که لبیک‌گوی هل‌من‌ناصرِ عاشورا شد

وصیت‌نامه شهید "ابوالفضل چگینی"، نوجوان بسیجی عملیات والفجر ۴، آکنده از آیات قرآن، هشدار به اهل دنیا و دعوت به پیوستن به صف مؤمنان است؛ او در نوشته‌هایش، مجاهدت در راه اسلام را «معامله‌ای بزرگ با خدا» می‌خواند و جوانان را به لبیک‌گویی نداى «هل‌من‌ناصر ینصرنی» فرزند حسین(ع) فرا می‌خواند. این بسیجی ۱۶ ساله با دل‌بریدن از مال و دنیا، شهادت را راه رسیدن به محبوب می‌دانست و از همه می‌خواست رهبری فرزند رسول‌الله را تنها نگذارند.
شهید علی‌اکبر ایجانی؛

جوانی که از روستای ایجان تا خط مقدم پدافندی دهلران رفت

شهید "علی‌اکبر ایجانی"، نوجوانی ساده‌زیست و مؤمن از روستای ایجان خنداب، پس از سال‌ها تلاش در کنار خانواده و تحمل سختی‌های زندگی روستایی، در سال ۱۳۶۶ به‌عنوان سرباز لشکر ۲۱ حمزه سیدالشهدا(ع) عازم جبهه‌های حق علیه باطل شد. او که در نامه‌هایش همواره بر اطاعت از امام خمینی(ره) و ادامه راه شهدا تأکید می‌کرد، سرانجام در ۱۱ آبان‌ماه ۱۳۶۶ در منطقه دهلران، بر اثر اصابت گلوله دشمن بعثی، به مقام والای شهادت نائل آمد و پیکرش در زادگاهش به خاک سپرده شد.

از خمین تا کانی‌مانگا؛ روایتی از ایمان، غیرت و پرواز سرخ شهید اصغر عباسی

شهید "اصغر عباسی"، پاسدار ۱۹ ساله‌ای از خمین، که زندگی‌اش را بر آموزه‌های پاک اسلامی استوار کرده بود، پس از حضور در جبهه‌هایی چون خرمشهر، سرپل‌ذهاب، مریوان و مهران، سرانجام در عملیات والفجر ۴ و در ارتفاعات یال سیاه کانی‌مانگا، در حالی که فرماندهی دسته‌ای از گردان روح‌الله را بر عهده داشت، به شهادت رسید. وصیت‌نامه کوتاه اما پرمعنای او، سرشار از تواضع، دلبستگی به امام و اخلاص در یاری جبهه‌های حق است.
زندگی‌نامه شهید «مختار رجبی تختی»

بسیجی نمونه‌ای که راه شهادت را برگزید

شهید «مختار رجبی تختی»، از نوجوانی در مسیر ایمان و انقلاب گام نهاد. او که در روزهای پرالتهاب نهضت اسلامی با شجاعت به پخش اعلامیه‌ها و پیام‌های امام خمینی (ره) پرداخت، پس از پیروزی انقلاب نیز با عشق به میهن و ولایت، به صف پاسداران انقلاب پیوست.
زندگی‌نامه شهید «حسین رکن‌الدینی»

شهیدی از دیار جنوب که با عشق به امام و خانواده راهی جبهه شد

شهید حسین رکن‌الدینی از روستای دهگین‌، انسانی با اراده و پایبند به ارزش‌های انقلاب اسلامی بود. او از جوانی مسئولیت خانواده را بر عهده گرفت و پس از آن برای دفاع از کشور و آرمان‌های امام به جبهه‌های نبرد شتافت و سرانجام در ۲۱ آبان ۱۳۶۳ در جزیره مجنون به آرزوی دیرینه‌اش، شهادت، دست یافت.

زندگی‌نامه شهید «سیدعبدالله عقیلی گیاهدانی»

نوید شاهد استان هرمزگان زندگی‌نامه شهید والامقام «سیدعبدالله عقیلی گیاهدانی» را برای علاقمندان منتشر می‌کند.
زندگی‌نامه شهید «کرامت آسوری رودخانه‌ای»

روایتی از ایمان و ایثار؛ بسیجی دلاور

شهید «کرامت آسوری رودخانه‌ای»، بسیجی مؤمن و پرتلاش از دیار رودان، با ایمانی راسخ و عشقی عمیق به خداوند، قدم در مسیر جهاد نهاد. او که از کودکی با روحیه‌ای خداجو و قلبی سرشار از محبت دین رشد کرده بود، در دوران دفاع مقدس با شجاعت به میدان نبرد شتافت و سرانجام در آب‌های نیلگون خلیج فارس، جان خود را در راه ایمان و میهن فدا کرد تا یاد و راهش برای همیشه در دل‌ها زنده بماند.
شهید احمد باطنی؛

فرزند کاظمین، پاسدار خمین و عاشق بی‌قرار اهل‌بیت(ع)

شهید "احمد باطنی"، پاسداری دلاور و مؤمن، که محبت اهل‌بیت(ع) را از کودکی در جوار حرم‌های مطهر عراق در دل پرورانده بود، در سال ۱۳۴۰ در شهر مقدس کاظمین چشم به جهان گشود. پس از اخراج ایرانیان از عراق به همراه خانواده به خمین بازگشت و با پیروزی انقلاب اسلامی، راه خدمت را در جهاد و سپس در سپاه پاسداران ادامه داد. سرانجام در عملیات محرم، در ارتفاعات حمرین، با فریاد «یا زینب کبری(س)» به آرزوی دیرینه‌اش، شهادت، رسید و در گلزار شهدای خمین آرام گرفت.
شهید ناصر مرادی؛

جوانی از شازند که راه خدمت را با عشق به حسین(ع) پیمود

شهید "ناصر مرادی"، فرزند خانواده‌ای مؤمن و زحمت‌کش از شازند، در چهارم فروردین‌ماه ۱۳۴۴ چشم به جهان گشود. نوجوانی که از کودکی با کار و تلاش بزرگ شد و دلش با نام امام حسین(ع) می‌تپید. او در سال‌های دفاع مقدس، لباس سربازی لشکر ۶۴ ارومیه را بر تن کرد و نزدیک به یک سال در کوه‌های غرب کشور با دشمن جنگید. سرانجام در دهم آبان ۱۳۶۴، هنگام حضور در خط مقدم، بر اثر سقوط خودرو در دره به فیض شهادت نائل آمد و در گلزار شهدای اراک آرام گرفت.
شهید احمد عظیمی سبزواری؛

سربازی از محلات که ایمان را معنا کرد

شهید "احمد عظیمی سبزواری"، فرزند خانواده‌ای مؤمن و زحمت‌کش از محلات، از دوقلوهای پرمحبت این دیار بود که پس از دوران تحصیل، در لباس سربازی عازم جبهه‌های جنوب شد. او در نهم آبان ۱۳۶۳ در آبادان بر اثر اصابت ترکش خمپاره به شهادت رسید و نام خود را در میان جوانان ایثارگر وطن جاودانه کرد.
شهید نعمت‌الله محمدی؛

جوانی از دهسد که خانه‌اش را به مسجد و دلش را به خدا بخشید

شهید نعمت‌الله محمدی، در نخستین روز از فروردین‌ماه ۱۳۴۵ در روستای دهسد از توابع خنداب چشم به جهان گشود. جوانی آرام، شوخ‌طبع و مهربان که از نوجوانی اهل کار و عبادت بود و دلش با ایمان آرام می‌گرفت. در بحبوحه جنگ تحمیلی، به‌عنوان پاسدار وظیفه به لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) پیوست و در هشتم آبان‌ماه ۱۳۶۶، تنها در ۲۱ سالگی، در سانحه‌ای در جاده اهواز–خرمشهر به شهادت رسید. او که حتی خانه‌اش را وقف مسجد کرد، با روحی بزرگ و دلی پاک جاودانه شد.
شهید محمدرضا قلعه‌خندابی؛

پاسداری که با پروازش آسمان را معنا کرد

شهید "محمدرضا قلعه‌خندابی"، در اول تیرماه ۱۳۴۲ در روستای دهنو از توابع خنداب به دنیا آمد. مردی مؤمن، ساده‌زیست و عاشق امام خمینی(ره) که با پیوستن به سپاه پاسداران، تمام هستی‌اش را در راه اسلام و انقلاب تقدیم کرد. او پس از ۳۴ ماه حضور در جبهه‌های نبرد، در عملیات برون‌مرزی در منطقه رودخانه زاب سردشت، در هفتم آبان ۱۳۶۶ به شهادت رسید و پیکر مطهرش مفقودالاثر شد؛ پاسداری که هیچ‌گاه بازنگشت، اما نام و یادش تا همیشه در دل خانواده و یارانش زنده ماند.
طراحی و تولید: ایران سامانه