اگر من انسانی پاک باشم و به افتخار شهادت نائل شوم، شما باید افتخار کنید و دست از دعا برای دلیر مردان حق بر ندارید و پشت جبهه ها را مثل کوه داشته باشید.
در وصیت نامه شهید «قاسم اميرخاني«آمده است: شما مديون خون شهداء هستيد، حافظ انقلاب اسلامي باشيد، مردم مواظب جوانان خود باشيد تا فرزندانتان آينده خوبي داشته باشند.
روحانی شهید « قاسم اميرخانيخبيصي» يكم فروردين1344، در شهر شهداد از توابع شهرستان كرمان متولد شد و در بيستوچهارم دي1365، در شلمچه بر اثر اصابت تركش شهيد شد.
در وصیت نامه شهید محمد هژبري ماهاني آمده است: از تمامی نهضت های آزادی بخش جهان می خواهیم با وحدت در سایه اسلام با مستکبران و مستبدان داخلی و خارجی بجنگید.
در وصیت نامه شهید محمدحسین نجاتبخشیان آمده است: من جهاد در راه خدا را آگاهانه انتخاب كرده ام تا دين حق را ياري كنم امروز نجات اسلام بستگي به غيرت و همت مسلمين دارد و من به جبهه آمدم تا عشق خود را ثابت كنم و ثابت كنم كه حسين زمان تنها نيست.
احمد گفت: « ما از روزي كه غواص شده ايم، بي حيا شده ايم.» با تعجب سوال كردم: « چرا؟» پاسخ داد: « من تا كنون در مقابل كسي لباس عوض نكردهام، حالا هم اگر به خاطر خدا نبود، اين كار را نمي كردم.»
محمد حیدری سال 65 در جبهه یک پای خود را از دست می دهد و با چندین ترکش که با خود به یادگار آورده به خانه باز می گردد و بعدها بر اثر جراحاتی که به او وارد شده بود یک کلیه اش را از دست می دهد و به خاطر دیابت، پزشکان مجبور می شوند پای او را قطع کنند.
در وصیت نامه شهید «محمد مهدی برهان دیانی» آمده است: تاریخ صدر اسلام دوباره تکرار می شود. در یک طرف جنگ تمام قدرتهای شیطانی با تمام قوا و تجهیزات دستهای نامبارک خود را بهم داده و مقسم شده اند تا این حکومت الهی را سرنگون ساز.
امت مسلمان اتحاد خود را حفظ کنید؛ زیرا تنها چیزی که کمر دشمن ما را می شکند همین اتحاد می باشد و همین وحدت بود که انقلاب ما را پیروز کرده و در آینده نیز پیروز خواهد کرد.
در وصیت نامه شهید «محمدجواد مظهري صفات» آمده است: تا آنجا که می توانید در درس خواندن کوشا و فعال باشید و همچنین قدر مادر و پدر زحمتکشمان را بیش از من بدانید و فرزندان شایسته ای برای آنان باشید.
شهید «محسن برهانی» در مهر ماه سال 1365 پس از ثبت نام در کلاس چهارم عازم جبهه شد و در گردان 408 غواص سازماندهی شد و پس از چند ماه آموزش تکمیلی، در عملیات کربلای 4 شرکت نمود و در همان عملیات به درجه ی رفیع شهادت نائل آمد.
نشستيم و در مورد شرايط عقد و ازدواج و مهريه و خريد صحبت کرديم . ناگهان چشممان به آقا داماد افتاد . بدون توجه به همهي اين حرف ها مقابل تلويزيون نشسته بود و به سخنان حضرت امام (ره) گوش سـپرده بود و با صداي بلند گريه ميکرد .
بندگان شایسته ات را از این رهگذر به سوی خود خود بردی و خونشان را با خون حسینیت مخلوط کردی تا برتری آدم بر فرشتگان همچنان در لوح محفوظ بماند و در درگاه ربوبیت به شهیدان کویت "آب حیات" محبت خود را نوشاندی که تا ابد زنده هستند ونشان دادی که حسینی شدن این چنین است