نوید شاهد کرمان - صفحه 172

آخرین اخبار:
نوید شاهد کرمان
به بهانه 18 آذر؛ سالروز معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ بر علیه ایران؛

خاطرات سرهنگ بازنشسته توپخانه ستاد «احمد شاه حیدری پور» /بخش پایانی

دکتر چمران بی حد و حساب از نظر جسمی لاغر بود. درذهنم خطور کرد، ایشان جایگاهی مانند وزارت دفاع و کرسی مجلس شورای اسلامی را رسماٌ عهده دار بود ولی هیچ گاه تمایلی به دل کندن ازحضور درجبهه ها نداشت، او زخمی شده بود و از ناحیه ی پا ناراحت بود.
به بهانه 18 آذر، سالروز معرفی عراق به عنوان آغازگر جنگ تحمیلی؛

خاطرات سرهنگ بازنشسته توپخانه ستاد «احمد شاه حیدری پور» /بخش نخست

قرارگاه اروند به فرماندهی نیروی دریایی هر روز نامه هایی را دال بر احتمال حمله ی دشمن به ما ابلاغ می کرد ولی هیچ گونه پیش بینی پدافندی اعمال نمی گردید.

امام خمینی(ره) در کلام شهید «محمد محسن بیگی»

امام(ره)، این خورشید تابناک ولایت، این خورشیدی که نور و امید هزاران مستضعف در سراسر جهان است و خورشیدی که باید تا انقلاب مهدی (ع) تابناک و فروزان بماند.

یادواره شهدای روستاهای گزوئیه، ده احمد و اکبرآباد برگزار شد

یادواره شهدای روستاهای گزوئیه، ده احمد و اکبرآباد با حضور خانواده شهداء و عموم مردم در مسجد جامع روستای گزوئیه برگزار شد.
به مناسبت روز دانشجو؛

وصیت نامه دانشجوی شهید «مراد عظیمی»:در تربیت اسلامی فرزندان خود کوتاهی نکنید

شهید «مراد عظیمی» در وصیت نامه خود آورده است: امیدوارم فرزندان خود که آنها امانتی از خداوند نزد شما هستند رای تربیت اسلامی و پرورش روحی و سیر تکامل معنوی در راه حق که همان راه خداست کوتاهی نفرمائید.
معرفی کتاب؛

«آسمان چشم های تو»، مجموعه داستان کوتاه دفاع مقدس

کتاب «آسمان چشم های تو» مجموعه داستان کوتاه دفاع مقدس پیرامون شهید محمد علی ایران نژاد است.
وصیت نامه شهید «محمدمهدی غروی» +دستخط شهید:

برای برافراشتن پرچم اسلام می جنگیم

در وصیت نامه شهید «محمدمهدی غروی» آمده است: پیکار ما با دشمنان نه از این جهت است که به مقام و جایگاهی برسیم یا چیزی از کالاهای بی ارزش دنیا را به چنگ آوریم . ما برای رضای خاطر تو و برافراشتن پرچم اسلام می جنگیم.

خاطراتی پیرامون شهید «محمدمهدی غروی»/ سخت کوشی در یادگیری علم

جاهايي از بحث را كه نمي فهميد يا ابهام داشت يا نياز به تفسير بيشتري داشت سوال مي كرد و آنقدر اصرار مي كرد كه حوصله انسان سر مي رفت.

اسلایدشو/ دانش آموزان کرمانی با شهدا خلوت کرده اند

در دلنوشته یکی از دانش آموزان آمده است: من امروز که به اینجا آمدم واقعاً که می خواهم قول بدهم خودم را درست کنم.

فیلم/ شهید «احمد امینی» به روایت شهید آوینی

شهید احمد امینی، يكم شهريور 1342، در روستاي لاهيجان از توابع شهرستان رفسنجان متولد شد و با بيست‌ و‌ يكم بهمن 1364، در اروندرود بر اثر اصابت‌ تركش‌، شهيد شد.

گزارش تصویری/ حضور پرشور دانش آموزان در گلزار شهدای کرمان

دانش‌آموزان دختر کرمانی با حضور در گلزار شهدا ضمن گلباران و عطرافشانی قبور مطهر شهداء، یاد و خاطره آنها را گرامی داشتند.

آلبوم عکس/ روحانی شهید «فتح الله کربلایی»

شهید «فتح الله کربلایی» نوزدهم‌ فروردين 1342، در شهرستان شهربابك متولد شد و در بيست ‌و ‌دوم اسفند 1362، در جزيره‌ مجنون بر اثر اصابت تركش شهيد شد.

اینفوگرافی/ شهید «سید فخرالدین هاشمی»

ستوان دوم سید فخرالدین هاشمی، مامور شجاع نیروی انتظامی در درگیری با اشرار مسلح در منطقه رودبار کرمان به درجه رفیع شهادت نائل شد.

تصاویر/ یادواره شهدای ده شیخ سربنان

یادواره شهدای ده شیخ سربنان از توابع شهرستان زرند برگزار شد.
به مناسبت سالروز ولادت روحانی شهید «علی ایرانمنش»:

لباس روحانیت را به کت و شلوار دامادی ترجیح داد!

هنگام ازدواج آقای ایرانمنش یکی از نزدیکان به او گفته بودند که با لباس روحانیت وارد مجلس عروسی نشود و آن لباس را در بیاورد، اما ایشان قبول نکردند و با همان لباس مقدس روحانیت در مراسم عروسی حاضر شدند و مراسم ازدواج ما بسیار ساده برگزار شد.

توصیه شهید «امير حسين حيدري» به نماز و احترام به والدین

اميدوارم كه اين توصيه ها را به عنوان برادرتان از من بپذيريد كه نمازتان ترك نشود و بدانيد رضاي خداوند در نيكي و اطاعت از پدر و مادر است.

خاطراتی از شهید «قاسم میرحسینی»/ مناجات قبل از اذان

میرحسینی گفت بد نیست چند دقیقه زودتر از اذان موتور برق را روشن کنی و پشت بلندگو مناجات بگزاری. شاید بعضی ها خواستند زودتر بلند شوند.

کلیپ/ سخنرانی شهید «قاسم میرحسینی»

این کلیپ حاوی سخنرانی شهید «قاسم میرحسینی» در سال 1364 و در آبادان می باشد.

پوستر/ شهید مدافع حرم «قاسم نظری»

شهید مدافع حرم «قاسم نظری» فرزند «محمدنبی» در سال 1357 متولد شد و در 17 مردادماه جاری در منطقه «تدمر» سوریه به شهادت رسید.

عکس نوشت/ شهید «حمید رضا جعفرزاده»

همين‌که آمدم بخوابم، از سنگر رفت بيرون. چند دقيقه بعد که برنگشت، رفتم دنبالش. بيرون سنگر، روي سنگ‌هاي داغ خوابيده بود. خيلي تعجّب کردم. گفتم: چرا اين‌جا خوابيده‌اي؟ چرا نيامدي توي سنگر؟
طراحی و تولید: ایران سامانه