خاطراتی پیرامون شهید "محمدتقی ابوسعیدی":
تعداد بازدید: ۲۶
نوید شاهد- در خاطرات پیرامون شهید "محمدتقی ابوسعیدی" آمده است: برای منافقین خیلی مهم بود، محمدتقی راکه مدت ها سد راهشان شده بود، از جلوی رویشان بردارند؛ لذا همیشه اسم او بین سه یا چهارنفر اوِل لیست ترور منافقین بود.

به گزارش نوید شاهد کرمان؛ شهید "محمدتقی ابوسعیدی" 22 تیرماه 1342 در کرمان به دنیا آمد. او قبل از انقلاب به فعالیت‌های انقلابی می‌پرداخت و مبارزه علیه گروهک‌ها بخشی دیگر از زندگی محمدتقی بود که پس از انقلاب رقم خورد. محمدتقی به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در واحد اطلاعات و تحقیقات مشغول به کار شد. ابوسعیدی با رشادت‌ها و خلاقیت‌هایی که از خود در زمینۀ کار اطلاعات و شناسایی نشان داد، خیلی زود توانست خود را به عنوان یکی از مهره‌های اساسی واحد اطلاعات سپاه معرفی کند. وی سرانجام در 17 اردیبهشت 1361 بر اثر انفجار مین به شهادت رسید.

محمدتقی در لیست ترور منافقین بود

خاطراتی پیرامون شهید «محمدتقی ابوسعیدی» را با هم می خوانیم:

*** منافقین در خانه های تیمی علیه نظام کار می کردند. بعضی وقتها که خانه های تیمی منافقین شناسایی می شد و بچه های سپاه آنجا را می گرفتند، لیست اسامی بچه های انقلابی و مذهبی را پیدا می کردیم که منافقین برای ترورشان برنامه ریزی کرده بودند و حتی بعضی هاشان را هم در اولویت قرار داده بودند. برای منافقین خیلی مهم بود، محمدتقی راکه مدت ها سد راهشان شده بود، از جلوی رویشان بردارند؛ لذا همیشه اسم او بین سه یا چهارنفر اوِل لیست ترور منافقین بود.

*** راننده ی اتوبوس صدای ضبط صوت ماشینش را که موسیقی مبتذل پخش می کرد، بلند کرده بود. محمدتقی بدون اینکه حتی یک کلمه حرف بزند، از انتهای اتوبوس رفت جلو و ضبط صوت را خاموش کرد. با اُبهت و اقتداری که محمدتقی رفت جلوی ماشین و ضبط صوت را خاموش کرد، مگر کسی جرأت می کرد جلویش درآید و بهش اعتراض کند؟!

*** حواسش به وضع زندگی بچه های سپاه و سایر دوستانش بود؛ علی الخصوص آن هایی که متأهل بودند و مشکل مالی داشتند. به هر بهانه ای که بود، مقداری پول به بچه ها می رساند که چرخ زندگیشان بچرخد.

*** نیمه های شب بود که با صدای گریه از خواب بیدار شدم. محمدتقی بود. توی رختخوابش دراز کشید بود و داشت اشک می ریخت و آرام گریه می کرد. گفتم:چیه؟ چرا گریه میکنی؟همانطور که اشک می ریخت، گفت: یاد امام زمان(عج) افتادم. دلم برای آقام تنگ شده؛ خوابم نمی بره.

پایان پیام/

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
مطالب برگزیده استان ها
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده